marinating

[ایالات متحده]/ˈmɛrəneɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈmɛrəneɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فرایند خیساندن غذا در مایع برای افزایش طعم آن

عبارات و ترکیب‌ها

marinating meat

در حال مزه‌دار کردن گوشت

marinating vegetables

در حال مزه‌دار کردن سبزیجات

marinating fish

در حال مزه‌دار کردن ماهی

marinating sauce

در حال مزه‌دار کردن سس

marinating chicken

در حال مزه‌دار کردن مرغ

marinating tofu

در حال مزه‌دار کردن توفو

marinating spices

در حال مزه‌دار کردن ادویه‌ها

marinating time

زمان مزه‌دار کردن

marinating process

فرآیند مزه‌دار کردن

marinating flavors

طعم‌های مزه‌دار

جملات نمونه

marinating the chicken overnight enhances its flavor.

خیساندن مرغ در طول شب باعث افزایش طعم آن می‌شود.

she is marinating vegetables for the salad.

او سبزیجات را برای سالاد در حال خیساندن است.

marinating fish can make it more tender.

خیساندن ماهی می‌تواند آن را نرم‌تر کند.

he is marinating the steak in a special sauce.

او استیک را در یک سس خاص در حال خیساندن است.

they recommend marinating tofu for better taste.

آنها توصیه می‌کنند برای داشتن طعم بهتر، توفو را خیساندن.

marinating meat can help reduce cooking time.

خیساندن گوشت می‌تواند به کاهش زمان پخت کمک کند.

she enjoys marinating fruits for a refreshing dessert.

او از خیساندن میوه‌ها برای یک دسر خوشمزه لذت می‌برد.

marinating is a great way to infuse flavors.

خیساندن راهی عالی برای افزودن طعم است.

after marinating, the dish tasted much better.

بعد از خیساندن، غذا خیلی بهتر شده بود.

marinating can be done with various herbs and spices.

می‌توان با استفاده از انواع گیاهان و ادویه‌جات خیساندن را انجام داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید