soaking

[ایالات متحده]/ˈsəʊkɪŋ/
[بریتانیا]/'sokɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خیس کردن، اشباع
adj. اشباع شده، بسیار خیس
adv. به طور کامل خیس

عبارات و ترکیب‌ها

soaking wet

کاملاً خیس

soaking up knowledge

جذب دانش

soaking through

نفوذ کردن

soaking time

زمان خیساندن

soaking pit

گودال خیساندن

water soaking

خیساندن با آب

seed soaking

خیساندن دانه

soaking out

بیرون کشیدن

جملات نمونه

The clothes were soaking wet after being caught in the rain.

لباس‌ها پس از گیر افتادن در باران خیس شده بودند.

She enjoyed soaking in a warm bubble bath after a long day at work.

او از غوطه‌ور شدن در یک وان آب گرم حباب‌دار بعد از یک روز طولانی کاری لذت برد.

The sponge was soaking up the spilled water on the kitchen counter.

اسفنج آب ریخته شده روی پیشخوان آشپزخانه را جذب می‌کرد.

He was soaking his feet in a bucket of warm water to relax.

او برای آرامش، پاهایش را در یک سطل آب گرم می‌خیساند.

The bread was soaking up the delicious soup in the bowl.

نان سوپ خوشمزه را در کاسه جذب می‌کرد.

She left her clothes soaking in the laundry detergent overnight to remove stains.

او لباس‌هایش را برای از بین بردن لکه‌ها یک شب در مواد شوینده خیس گذاشت.

The sponge was soaking wet and needed to be wrung out.

اسفنج خیس بود و نیاز داشت که آبش گرفته شود.

He was soaking in the breathtaking views from the mountaintop.

او در حال لذت بردن از مناظر نفس‌گیر از بالای کوه بود.

The rain was soaking through the roof, causing leaks in the house.

باران از سقف نفوذ می‌کرد و باعث ایجاد نشتی در خانه می‌شد.

She was soaking up the sun on the beach during her vacation.

او در طول تعطیلاتش آفتاب را در ساحل جذب می‌کرد.

نمونه‌های واقعی

Another custom is the soaking of Laba garlic.

یکی دیگر از رسوم، خیساندن سیر لابا است.

منبع: Intermediate English short passage

Make sure you give them a really good soaking.

مطمئن شوید که آنها را به خوبی خیس کنید.

منبع: Sarah and the little duckling

He even got a toy to keep him entertained while he's soaking.

حتی یک اسباب بازی گرفت تا در حالی که خیس است، سرگرم بماند.

منبع: CNN 10 Student English May 2020 Collection

We've got some sultanas that have been soaking in water overnight.

ما زرشک هایی داریم که یک شبه در آب خیس شده اند.

منبع: Gourmet Base

Finally, she was clean and soaking wet.

در نهایت، او تمیز و خیس بود.

منبع: Magic Tree House

STEP 5 Avoid prolonged soaking. Water can lift away polish, so wear gloves when you wash dishes.

مرحله 5: از خیساندن طولانی مدت خودداری کنید. آب می تواند صیقل را از بین ببرد، بنابراین هنگام شستن ظروف از دستکش استفاده کنید.

منبع: Beauty and Fashion English

It had contained dried apricots, soaking in water.

در آن، آلوچه خشک وجود داشت که در آب خیس شده بود.

منبع: Selected Short Stories of Hemingway

You're a giant sponge soaking in knowledge.

شما یک اسفنج غول پیکر هستید که در دانش غوطه ور است.

منبع: Flowers for Algernon

My clothes often get soaking wet.

لباس های من اغلب خیس می شوند.

منبع: Doctor-Patient English Dialogue

She was soaking wet with rain.

او با باران خیس شده بود.

منبع: 101 Children's English Stories

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید