maritimes

[ایالات متحده]/ˈmærɪtaɪm/
[بریتانیا]/ˈmærɪtaɪm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به دریا یا ناوبری؛ دریایی

عبارات و ترکیب‌ها

maritime law

قانون دریایی

maritime industry

صنعت دریانوردی

maritime trade

تجارت دریایی

maritime security

امنیت دریایی

maritime border

مرز دریایی

maritime transport

حمل و نقل دریایی

maritime court

دادگاه دریایی

maritime navigation

ناوبری دریایی

maritime arbitration commission

کمیسیون داوری دریایی

maritime lien

وثیقه دریایی

maritime climate

آب و هوای دریایی

maritime rights

حقوق دریایی

جملات نمونه

the demarcation of the maritime border.

تعیین مرز دریایی

assert a maritime claim

اظهار یک ادعای دریایی

a probe into the maritime industry by the FBI.

بررسی توسط اف بی آی در صنعت دریایی.

Many maritime people are fishermen.

بسیاری از مردم دریایی ماهیگیر هستند.

dolphins and other maritime mammals.

دلفین‌ها و سایر پستانداران دریایی.

the good or ill success of their maritime enterprises.

موفقیت خوب یا بد تلاش های دریایی آنها.

a unique episode, without example in maritime history.

یک قسمت منحصر به فرد، بدون مثال در تاریخ دریانوردی.

two species of Diptera occur in the maritime Antarctic.

دو گونه Diptera در آنتارکتیک دریایی وجود دارد.

the maritime zone is richer in varieties of plant than the continent.

منطقه دریایی از نظر گونه های گیاهی نسبت به قاره غنی تر است.

This Hornbook provides an overview of the history and traditions underlying today's admiralty and maritime law.

این کتاب راهنمای مروری بر تاریخچه و سنت‌های اساسی قوانین دریایی و کشتیرانی امروزی ارائه می‌دهد.

chiefly maritimes Eurasian herbs: sand spurry; sea spurry.

عمدتاً گیاهان اوراسیایی دریایی: پیچک شنی؛ پیچک دریایی.

European maritime sedge naturalized along Atlantic coast of United States; rootstock has properties of sarsaparilla.

سرگنده‌های دریایی اروپا در امتداد ساحل اطلس ایالات متحده طبیعی شده‌اند؛ ریشه گیاهانی دارد که خواص مورد استفاده در گیاه سارسپرالا را دارد.

25."Arrest" means the detention of a ship by judicial process tosecure a maritime claim, but does not include the seizure of a ship inexecution or satisfaction of a judgment.

25. "دستگیری" به معنای توقیف یک کشتی توسط فرآیند قضایی برای تأمین ادعای دریایی است، اما شامل توقیف کشتی برای اجرای یا رضایت قضاوت نمی‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید