marksman

[ایالات متحده]/'mɑːksmən/
[بریتانیا]/'mɑrksmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تیرانداز ماهر؛ امضاکننده ناشناس

جملات نمونه

He is a skilled marksman.

او یک تیرانداز ماهر است.

The marksman hit the bullseye with perfect accuracy.

تیرانداز با دقت کامل به هدف اصابت کرد.

The marksman's precision and focus were unmatched.

دقت و تمرکز تیرانداز بی‌نظیر بود.

She watched in awe as the marksman demonstrated his shooting skills.

او با حیرت تماشا کرد که تیرانداز مهارت‌های تیراندازی خود را نشان داد.

The marksman's reputation for accuracy preceded him.

شهرت تیرانداز برای دقت پیش از او بود.

The marksman carefully adjusted his aim before taking the shot.

تیرانداز قبل از شلیک، هدف خود را با دقت تنظیم کرد.

The marksman's steady hand and keen eye made him a formidable opponent.

دست ثابت و چشم تیز تیرانداز او را به یک حریف قدرتمند تبدیل کرد.

The marksman's shot rang out through the quiet forest.

شلیک تیرانداز در جنگل آرام طنین‌انداز شد.

The marksman's skill with a rifle was unmatched in the region.

مهارت تیرانداز با تفنگ در منطقه بی‌نظیر بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید