marksmen

[ایالات متحده]/ˈmɑːksmən/
[بریتانیا]/ˈmɑrkˌsmɛn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع تیرانداز؛ تیراندازان ماهر

عبارات و ترکیب‌ها

expert marksmen

تیراندازان ماهر

trained marksmen

تیراندازان آموزش دیده

marksmen competition

مسابقه تیراندازی

marksmen team

تیم تیراندازی

elite marksmen

تیراندازان نخبه

marksmen skills

مهارت های تیراندازی

marksmen training

آموزش تیراندازی

marksmen tactics

تاکتیک های تیراندازی

marksmen unit

واحد تیراندازی

marksmen range

زمین تیراندازی

جملات نمونه

marksmen are often required to pass rigorous training courses.

تیراندازان اغلب ملزم به گذراندن دوره های آموزشی سختگیرانه هستند.

the competition among marksmen was intense this year.

رقابت بین تیراندازان امسال بسیار شدید بود.

marksmen need to maintain their equipment properly.

تیراندازان باید تجهیزات خود را به درستی نگهداری کنند.

many marksmen prefer to practice at shooting ranges.

بسیاری از تیراندازان ترجیح می دهند در محدوده تیراندازی تمرین کنند.

marksmen must focus on their breathing while aiming.

تیراندازان باید در هنگام نشانه گیری بر تنفس خود تمرکز کنند.

the marksmen demonstrated exceptional skills during the event.

تیراندازان مهارت های استثنایی خود را در طول رویداد نشان دادند.

training sessions for marksmen often include simulations.

جلسات آموزشی برای تیراندازان اغلب شامل شبیه سازی ها می شود.

marksmen are evaluated based on accuracy and speed.

تیراندازان بر اساس دقت و سرعت ارزیابی می شوند.

some marksmen specialize in long-range shooting.

برخی از تیراندازان در تیراندازی دوربرد تخصص دارند.

being a marksman requires discipline and patience.

تیرانداز بودن نیاز به نظم و صبر دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید