markstones

[ایالات متحده]/ˈmɑːkstəʊn/
[بریتانیا]/ˈmɑrkstoʊn/

ترجمه

n. سنگی که به عنوان نشانه مرزی استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

markstone path

مسیر نشانگر سنگ

markstone marker

نشانگر سنگ

markstone point

نقطه نشانگر سنگ

markstone trail

مسیر نشانگر سنگ

markstone area

منطقه نشانگر سنگ

markstone feature

ویژگی نشانگر سنگ

markstone site

محل نشانگر سنگ

markstone location

موقعیت نشانگر سنگ

markstone boundary

مرز نشانگر سنگ

جملات نمونه

the ancient markstone served as a guide for travelers.

سنگ نشان باستانی راهنمایی برای مسافران بود.

we found a markstone that indicated the boundary of the property.

ما سنگ نشانی پیدا کردیم که نشان دهنده مرز ملک بود.

the markstone was engraved with symbols from a lost civilization.

سنگ نشان با نشانه‌هایی از یک تمدن گمشده حک شده بود.

during the hike, we came across a markstone at the summit.

در طول پیاده‌روی، ما در قله با یک سنگ نشان برخورد کردیم.

the archaeologists studied the markstone for clues about ancient trade routes.

باستان‌شناسان سنگ نشان را برای یافتن سرنخ‌هایی در مورد مسیرهای تجاری باستانی مطالعه کردند.

local legends say the markstone has magical properties.

افسانه های محلی می گویند سنگ نشان دارای خواص جادویی است.

they placed a markstone to commemorate the historical event.

آنها یک سنگ نشان برای بزرگداشت رویداد تاریخی قرار دادند.

the markstone was covered in moss, blending into the surroundings.

سنگ نشان با خزه‌های پوشیده شده بود و با محیط اطراف ترکیب شده بود.

visitors often take photos next to the ancient markstone.

بازدیدکنندگان اغلب در کنار سنگ نشان باستانی عکس می گیرند.

the markstone was a significant landmark for the local community.

سنگ نشان یک نقطه مرجع مهم برای جامعه محلی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید