marquetry

[ایالات متحده]/'mɑːkɪtrɪ/
[بریتانیا]/ˈmɑrkɪtri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کار درون‌سازی شده بر روی مبلمان یا سایر اقلام
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

marquetry design

طرح منبت

جملات نمونه

The antique table was decorated with intricate marquetry designs.

میز عتیقه با طرح‌های منبت پیچیده تزئین شده بود.

She learned the art of marquetry from her grandfather.

او هنر منبت را از پدربزرگش یاد گرفت.

Marquetry requires precision and patience.

منبت به دقت و صبر نیاز دارد.

The marquetry on the cabinet was beautifully crafted.

منبت روی کابینت به زیبایی ساخته شده بود.

He specializes in creating marquetry furniture pieces.

او در ساخت قطعات مبلمان منبت تخصص دارد.

Marquetry is a traditional woodworking technique.

منبت یک تکنیک سنتی نجاری است.

The marquetry artist used different types of wood to create a stunning pattern.

هنرمند منبت از انواع مختلف چوب برای ایجاد یک الگوی خیره کننده استفاده کرد.

The marquetry inlay added a touch of elegance to the room.

منبت داخلی به اتاق ظرافت خاصی بخشید.

She admired the marquetry panels in the palace.

او پنل های منبت را در کاخ تحسین کرد.

The marquetry work on the jewelry box was exquisite.

کار منبت روی جعبه جواهرات بسیار زیبا بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید