masculinizations

[ایالات متحده]/ˌmæskjʊlɪnaɪˈzeɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌmæskjəlɪnaɪˈzeɪʃənz/

ترجمه

n. فرایند تبدیل چیزی به ویژگی‌های مذکر یا مردانه

عبارات و ترکیب‌ها

gender masculinizations

جنسیتی مردانه کردن‌ها

cultural masculinizations

مردانه کردن‌های فرهنگی

social masculinizations

مردانه کردن‌های اجتماعی

economic masculinizations

مردانه کردن‌های اقتصادی

physical masculinizations

مردانه کردن‌های فیزیکی

psychological masculinizations

مردانه کردن‌های روانشناختی

institutional masculinizations

مردانه کردن‌های سازمانی

political masculinizations

مردانه کردن‌های سیاسی

behavioral masculinizations

مردانه کردن‌های رفتاری

historical masculinizations

مردانه کردن‌های تاریخی

جملات نمونه

masculinizations in society can impact gender roles.

تأثیر مردسالاری در جامعه می‌تواند بر نقش‌های جنسیتی تأثیر بگذارد.

the study explored various forms of masculinizations.

این مطالعه به بررسی اشکال مختلف مردسالاری پرداخت.

masculinizations can lead to stereotypes about men.

مردسالاری می‌تواند منجر به شکل‌کلیشه‌هایی درباره مردان شود.

understanding masculinizations helps in gender studies.

درک مردسالاری به پیشبرد مطالعات جنسیتی کمک می‌کند.

masculinizations often reflect cultural expectations.

مردسالاری اغلب بازتابی از انتظارات فرهنگی است.

critics argue that masculinizations are harmful.

منتقدان استدلال می‌کنند که مردسالاری مضر است.

masculinizations can affect mental health in men.

مردسالاری می‌تواند بر سلامت روان مردان تأثیر بگذارد.

different societies have unique masculinizations.

جامعه‌های مختلف دارای اشکال مردسالاری منحصربه‌فرد هستند.

masculinizations influence workplace dynamics.

مردسالاری بر پویایی محیط کار تأثیر می‌گذارد.

research on masculinizations can inform policy changes.

تحقیقات در مورد مردسالاری می‌تواند تغییرات سیاست را آگاه کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید