masterfully crafted
به طرز ماهرانه ساخته شده
masterfully executed
به طرز ماهرانه اجرا شده
masterfully played
به طرز ماهرانه نواخته شده
masterfully designed
به طرز ماهرانه طراحی شده
masterfully written
به طرز ماهرانه نوشته شده
masterfully directed
به طرز ماهرانه کارگردانی شده
masterfully performed
به طرز ماهرانه اجرا شده
masterfully orchestrated
به طرز ماهرانه تنظیم شده
masterfully handled
به طرز ماهرانه مدیریت شده
masterfully arranged
به طرز ماهرانه مرتب شده
she masterfully orchestrated the entire event.
او به طور ماهرانه کل رویداد را سازماندهی کرد.
the chef masterfully combined flavors in the dish.
سرآشپز به طور ماهرانه طعم ها را در غذا ترکیب کرد.
he masterfully handled the negotiations.
او مذاکرات را به طور ماهرانه مدیریت کرد.
the artist masterfully captured the essence of the landscape.
هنرمند به طور ماهرانه جوهر منظره را به تصویر کشید.
she masterfully navigated the complex legal system.
او به طور ماهرانه در سیستم حقوقی پیچیده پیمایش کرد.
he masterfully played the piano at the concert.
او به طور ماهرانه پیانو را در کنسرت اجرا کرد.
they masterfully executed the marketing strategy.
آنها به طور ماهرانه استراتژی بازاریابی را اجرا کردند.
the director masterfully directed the film.
کارگردان به طور ماهرانه فیلم را کارگردانی کرد.
she masterfully balanced her work and personal life.
او به طور ماهرانه کار و زندگی شخصی خود را متعادل کرد.
he masterfully crafted the story to engage the audience.
او به طور ماهرانه داستان را برای جذب مخاطب ساخت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید