masterfully

[ایالات متحده]/ˈmɑːstəfəli/
[بریتانیا]/ˈmæstərfəli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طرز ماهرانه یا کارآمد؛ به روش سلطه‌جو یا اقتدارآمیز

عبارات و ترکیب‌ها

masterfully crafted

به طرز ماهرانه ساخته شده

masterfully executed

به طرز ماهرانه اجرا شده

masterfully played

به طرز ماهرانه نواخته شده

masterfully designed

به طرز ماهرانه طراحی شده

masterfully written

به طرز ماهرانه نوشته شده

masterfully directed

به طرز ماهرانه کارگردانی شده

masterfully performed

به طرز ماهرانه اجرا شده

masterfully orchestrated

به طرز ماهرانه تنظیم شده

masterfully handled

به طرز ماهرانه مدیریت شده

masterfully arranged

به طرز ماهرانه مرتب شده

جملات نمونه

she masterfully orchestrated the entire event.

او به طور ماهرانه کل رویداد را سازماندهی کرد.

the chef masterfully combined flavors in the dish.

سرآشپز به طور ماهرانه طعم ها را در غذا ترکیب کرد.

he masterfully handled the negotiations.

او مذاکرات را به طور ماهرانه مدیریت کرد.

the artist masterfully captured the essence of the landscape.

هنرمند به طور ماهرانه جوهر منظره را به تصویر کشید.

she masterfully navigated the complex legal system.

او به طور ماهرانه در سیستم حقوقی پیچیده پیمایش کرد.

he masterfully played the piano at the concert.

او به طور ماهرانه پیانو را در کنسرت اجرا کرد.

they masterfully executed the marketing strategy.

آنها به طور ماهرانه استراتژی بازاریابی را اجرا کردند.

the director masterfully directed the film.

کارگردان به طور ماهرانه فیلم را کارگردانی کرد.

she masterfully balanced her work and personal life.

او به طور ماهرانه کار و زندگی شخصی خود را متعادل کرد.

he masterfully crafted the story to engage the audience.

او به طور ماهرانه داستان را برای جذب مخاطب ساخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید