matchsticks

[ایالات متحده]/ˈmæʧstɪks/
[بریتانیا]/ˈmæʧstɪks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تکه‌های نازک چوبی که برای روشن کردن آتش استفاده می‌شوند؛ اشیایی که شبیه چوب کبریت هستند

عبارات و ترکیب‌ها

matchsticks box

جعبه کبریت

matchsticks game

بازی کبریت

matchsticks fire

آتش کبریت

matchsticks art

هنر کبریت

matchsticks model

مدل کبریت

matchsticks puzzle

پازل کبریت

matchsticks construction

ساخت و ساز کبریت

matchsticks tower

برج کبریت

matchsticks holder

نگهدارنده کبریت

جملات نمونه

he used matchsticks to build a miniature house.

او از کبریت‌ها برای ساختن یک خانه کوچک استفاده کرد.

they lit the campfire with matchsticks.

آنها آتش کمپ را با کبریت‌ها روشن کردند.

she crafted a beautiful sculpture from matchsticks.

او یک مجسمه زیبا از کبریت‌ها ساخت.

matchsticks are often used in science experiments.

کبریت‌ها اغلب در آزمایش‌های علمی استفاده می‌شوند.

he won the game by balancing matchsticks on his nose.

او با تعادل دادن کبریت‌ها روی بینی خود، بازی را برد.

matchsticks can be used to teach children about fire safety.

می‌توان از کبریت‌ها برای آموزش ایمنی آتش به کودکان استفاده کرد.

she always carries matchsticks in her camping kit.

او همیشه کبریت‌ها را در کیت کمپینگ خود حمل می‌کند.

he made a game out of stacking matchsticks.

او یک بازی از روی هم قرار دادن کبریت‌ها درست کرد.

matchsticks can be a fun material for art projects.

کبریت‌ها می‌توانند یک ماده سرگرم‌کننده برای پروژه‌های هنری باشند.

she lit a candle using matchsticks from her pocket.

او با استفاده از کبریت‌هایی از جیب خود یک شمع روشن کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید