mater

[ایالات متحده]/'meitə/
[بریتانیا]/ˈmetɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مادر; مننژ (در زمینه پزشکی)
Word Forms
جمعmaters

عبارات و ترکیب‌ها

alma mater

دانشگاه مادر

material

مواد

dura mater

مادر سخت

pia mater

ماده نرم

جملات نمونه

The teacher is the head of the school's mater department.

معلم رئیس بخش مواد مدرسه است.

The mater of the house made sure everything was in order.

سرمایه گذار خانه اطمینان حاصل کرد که همه چیز مرتب است.

She is a mater at multitasking.

او در انجام چند کار به طور همزمان مهارت دارد.

The mater bedroom is spacious and well-decorated.

اتاق خواب اصلی بزرگ و خوشایند است.

He is a mater of strategic planning.

او یک متخصص برنامه ریزی استراتژیک است.

The mater of the ceremony gave a heartfelt speech.

سرمایه گذار مراسم یک سخنرانی صمیمانه ارائه داد.

She's a mater at baking delicious cakes.

او در پختن کیک های خوشمزه مهارت دارد.

The mater of the company's finances is under investigation.

وضعیت مالی شرکت تحت بررسی است.

The mater of the project has been working tirelessly to meet the deadline.

سرمایه گذار پروژه به طور خستگی ناپذیر برای رسیدن به مهلت نهایی تلاش کرده است.

She's considered a mater of diplomacy in the political arena.

او به عنوان یک متخصص دیپلماسی در عرصه سیاسی در نظر گرفته می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید