math

[ایالات متحده]/mæθ/
[بریتانیا]/mæθ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

ریاضیات (math) زمینه منطق و محاسبات است.

عبارات و ترکیب‌ها

mathematics

ریاضیات

math problem

مسئله ریاضی

math class

کلاس ریاضی

mathematical equations

معادلات ریاضی

mathematical concepts

مفاهیم ریاضی

math test

آزمون ریاضی

math book

کتاب ریاضی

جملات نمونه

Maths is an intellectual exercise.

ریاضیات یک تمرین فکری است.

got high marks in math and science.

او نمرات بالا در ریاضی و علوم کسب کرده است.

she teaches math and science.

او ریاضی و علوم را آموزش می‌دهد.

Math is her best subject.

ریاضی بهترین موضوع اوست.

I am especially by math problems.

من به طور ویژه به مسائل ریاضی علاقه دارم.

a thorough grounding in maths

یک پایه قوی در ریاضیات

he was goofing off from incessant maths homework.

او از تکالیف ریاضی بی پایان فرار می کرد.

she is resitting her maths GCSE.

او در حال امتحان مجدد GCSE ریاضی خود است.

I did my level best in math class.

من تمام تلاش خود را در کلاس ریاضی انجام دادم.

I loved maths when I was at school.

من عاشق ریاضیات بودم وقتی در مدرسه بودم.

math problems; the problem of how to hem a skirt evenly.

مسائل ریاضی؛ مسئله چگونگی دوخت یک دامن به طور مساوی.

I am better at math than English.

من در ریاضیات بهتر از انگلیسی هستم.

Math Paul: This bicycle pump is useful for the public and hard to vandalise.

ریاضی پل: این پمپ دوچرخه برای عموم مفید است و خراب کردن آن سخت است.

Everyone in the class passed the maths exam.

همه در کلاس در امتحان ریاضی قبول شدند.

Our maths teacher is quite a character

معلم ریاضی ما شخصیتی خاص دارد.

He got a goose egg on his maths test.

او در امتحان ریاضی صفر گرفت.

She majored in Maths and Physics at university.

او در دانشگاه در رشته ریاضی و فیزیک گرایش داشت.

Schools are piloting the new maths course.

مدارس در حال آزمایش دوره جدید ریاضی هستند.

نمونه‌های واقعی

I have Maths because Maths is very interesting.

من دارم ریاضیات زیرا ریاضیات بسیار جالب است.

منبع: Yilin Version Oxford Junior English (Grade 8, Volume 1)

Was I right? Do the math, Miss Barnes.

آیا من درست گفتم؟ ریاضی را انجام دهید، خانم بارنز.

منبع: House of Cards

Wednesday I am taking my Maths test on Wednesday.

چهارشنبه آزمون ریاضی من را در چهارشنبه انجام خواهم داد.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book One.

I mean, it's the simple maths, really.

منظورم این است که واقعاً ریاضیات ساده است.

منبع: Gourmet Base

Her father taught her maths with story problems.

پدرش مسائل ریاضی را با مسائل داستانی به او آموزش داد.

منبع: Beijing Normal University New Curriculum Reform Junior High School English Grade 8 Second Semester

I've done the math. It checks out.

من این محاسبات را انجام داده ام. قابل تایید است.

منبع: The Martian Original Soundtrack

My name is Paurakh and I'm studying applied math.

اسم من پائوراخ است و من در حال تحصیل در رشته ریاضی کاربردی هستم.

منبع: Listening Digest

Oh, nothing. Just some math we don't need.

نه، هیچ چیز. فقط کمی ریاضی که به آن نیازی نداریم.

منبع: The Big Bang Theory Season 10

So, you don't sit there and do the math.

بنابراین شما آنجا نمی نشینید و ریاضی را انجام نمی دهید.

منبع: CNN Listening March 2014 Compilation

That's the math we don't have yet, gentlemen.

این ریاضیاتی است که ما هنوز نداریم آقایان.

منبع: Go blank axis version

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید