matmen

[ایالات متحده]/ˈmæt.men/
[بریتانیا]/ˈmæt.men/

ترجمه

n. کشتی‌گیران

عبارات و ترکیب‌ها

matmen at play

متمن در حال بازی

matmen in action

متمن در عمل

matmen on stage

متمن روی صحنه

matmen in training

متمن در حال تمرین

matmen at work

متمن در حال کار

matmen on mat

متمن روی تشک

matmen in sport

متمن در ورزش

matmen in competition

متمن در مسابقه

matmen of honor

متمن افتخار

matmen on duty

متمن در خدمت

جملات نمونه

matmen often gather in the evening.

افراد زورخانه ای اغلب در شب گرد هم می شوند.

the matmen practiced their moves daily.

افراد زورخانه ای حرکات خود را به طور روزانه تمرین می کردند.

matmen compete in various weight classes.

افراد زورخانه ای در دسته های وزنی مختلف با یکدیگر مسابقه می دهند.

many matmen aspire to win championships.

بسیاری از افراد زورخانه ای خواهان برنده شدن در مسابقات قهرمانی هستند.

coaching matmen requires patience and skill.

برای مربیگری افراد زورخانه ای صبر و مهارت لازم است.

matmen often form strong team bonds.

افراد زورخانه ای اغلب پیوندهای قوی تیمی ایجاد می کنند.

injuries are common among matmen.

آسیب ها در بین افراد زورخانه ای شایع است.

matmen need to maintain their weight carefully.

افراد زورخانه ای باید وزن خود را با دقت حفظ کنند.

many matmen start training at a young age.

بسیاری از افراد زورخانه ای در سنین پایین تمرینات خود را آغاز می کنند.

success for matmen comes with hard work.

موفقیت برای افراد زورخانه ای با تلاش فراوان حاصل می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید