matrices

[ایالات متحده]/ˈmeɪtrɪsiːz/
[بریتانیا]/ˈmeɪtrɪsiːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع ماتریس؛ ماده یا محیطی که چیزی در آن توسعه می‌یابد؛ آرایه ریاضی از اعداد یا عبارات

عبارات و ترکیب‌ها

data matrices

ماتریس‌های داده

identity matrices

ماتریس‌های همانی

sparse matrices

ماتریس‌های پراکنده

random matrices

ماتریس‌های تصادفی

orthogonal matrices

ماتریس‌های متعامد

square matrices

ماتریس‌های مربعی

symmetric matrices

ماتریس‌های متقارن

diagonal matrices

ماتریس‌های قطری

block matrices

ماتریس‌های بلوکی

positive matrices

ماتریس‌های مثبت

جملات نمونه

mathematics often involves working with matrices.

ریاضیات اغلب شامل کار با ماتریس‌ها می‌شود.

we can represent data using multiple matrices.

ما می‌توانیم داده‌ها را با استفاده از چندین ماتریس نشان دهیم.

in computer graphics, matrices are used for transformations.

در گرافیک کامپیوتری، از ماتریس‌ها برای تبدیل استفاده می‌شود.

solving systems of equations often requires manipulating matrices.

حل سیستم معادلات اغلب نیاز به دستکاری ماتریس‌ها دارد.

we learned how to add and subtract matrices in class.

ما یاد گرفتیم که چگونه ماتریس‌ها را در کلاس جمع و تفریق کنیم.

eigenvalues and eigenvectors are important concepts in matrix theory.

مقادیر ویژه و بردارهای ویژه مفاهیم مهمی در نظریه ماتریس هستند.

in machine learning, we often use matrices to represent features.

در یادگیری ماشین، ما اغلب از ماتریس‌ها برای نشان دادن ویژگی‌ها استفاده می‌کنیم.

matrix multiplication is not commutative.

ضرب ماتریسها جابجا نیست.

we can find the inverse of a matrix if it is non-singular.

ما می‌توانیم وارون یک ماتریس را پیدا کنیم اگر غیرتغییر شکل پذیر باشد.

applications of matrices include computer graphics and physics simulations.

کاربردهای ماتریس‌ها شامل گرافیک کامپیوتری و شبیه‌سازی‌های فیزیک است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید