grids

[ایالات متحده]/ɡrɪdz/
[بریتانیا]/ɡrɪdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع شبکه؛ مربع‌ها روی نقشه؛ شبکه‌های سیستم برای خطوط برق یا لوله‌های گاز؛ خط شروع در مسابقات اتومبیل‌رانی؛ شبکه‌ها در محاسبات؛ رستر

عبارات و ترکیب‌ها

data grids

شبکه‌های داده

grid systems

سیستم‌های شبکه‌ای

grid layout

چیدمان شبکه

grid patterns

الگوهای شبکه‌ای

grid points

نقاط شبکه‌ای

grid cells

سلول‌های شبکه‌ای

grid networks

شبکه‌های شبکه‌ای

grid structures

ساختارهای شبکه‌ای

grid frameworks

چارچوب‌های شبکه‌ای

grid views

نمای شبکه‌ای

جملات نمونه

the city is divided into several grids for better planning.

شهر به چندین شبکه برای برنامه‌ریزی بهتر تقسیم شده است.

we need to design the grids for the new electrical system.

ما باید شبکه‌ها را برای سیستم برق جدید طراحی کنیم.

the data is organized into grids for easier analysis.

داده‌ها برای تجزیه و تحلیل آسان‌تر در قالب شبکه‌ها سازماندهی شده‌اند.

these grids help in visualizing the information clearly.

این شبکه‌ها به تجسم واضح اطلاعات کمک می‌کنند.

in our project, we will use grids to layout the design.

در پروژه ما، از شبکه‌ها برای طراحی طرح استفاده خواهیم کرد.

the game board is made up of a series of grids.

صفحه بازی از مجموعه‌ای از شبکه‌ها تشکیل شده است.

grids can help in creating a balanced composition in art.

شبکه‌ها می‌توانند به ایجاد یک ترکیب متعادل در هنر کمک کنند.

we will overlay the grids on the map for better navigation.

ما شبکه‌ها را روی نقشه برای ناوبری بهتر قرار خواهیم داد.

architects often use grids to ensure accurate measurements.

معماران اغلب از شبکه‌ها برای اطمینان از اندازه‌گیری دقیق استفاده می‌کنند.

the computer program generates grids automatically for the users.

برنامه کامپیوتری به طور خودکار شبکه‌ها را برای کاربران تولید می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید