maui

[ایالات متحده]/ˈmaʊ.i/
[بریتانیا]/ˈmaʊ.i/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک جزیره بزرگ در اقیانوس آرام مرکزی، دومین جزیره بزرگ هاوایی

عبارات و ترکیب‌ها

maui beach

ساحل مائویی

maui sunset

غروب خورشید مائویی

maui vacation

تعطیلات مائویی

maui island

جزیره مائویی

maui adventure

ماجراجویی در مائویی

maui culture

فرهنگ مائویی

maui tours

تورهای مائویی

maui snorkeling

اسنورکلینگ در مائویی

maui hiking

پیاده‌روی در مائویی

maui cuisine

غذاهای مائویی

جملات نمونه

maui is known for its beautiful beaches.

ماویی به خاطر سواحل زیبایش شناخته شده است.

many tourists visit maui every year.

هر سال بسیاری از گردشگران از ماویی بازدید می‌کنند.

surfing is a popular activity in maui.

موج‌سواری یک فعالیت محبوب در ماویی است.

maui has stunning sunsets that attract photographers.

ماویی غروب‌های خیره‌کننده‌ای دارد که عکاسان را جذب می‌کند.

there are many hiking trails in maui.

در ماویی مسیرهای پیاده‌روی زیادی وجود دارد.

maui offers a variety of water sports.

ماویی انواع مختلفی از ورزش‌های آبی را ارائه می‌دهد.

the road to hana is a must-see in maui.

جاده به هانا در ماویی یک دیدنی ضروری است.

maui is famous for its luxury resorts.

ماویی به خاطر استراحتگاه‌های لوکسش مشهور است.

whale watching is a popular attraction in maui.

تماشای نهنگ‌ها یک جاذبه محبوب در ماویی است.

maui's local cuisine features fresh seafood.

غذاهای محلی ماویی دارای غذاهای دریایی تازه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید