maxims

[ایالات متحده]/ˈmæksɪmz/
[بریتانیا]/ˈmæksɪmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک حقیقت عمومی، اصل بنیادی، یا قاعده‌ای از رفتار

عبارات و ترکیب‌ها

personal maxims

ماکسیم‌های شخصی

life maxims

ماکسیم‌های زندگی

wise maxims

ماکسیم‌های خردمندانه

famous maxims

ماکسیم‌های مشهور

moral maxims

ماکسیم‌های اخلاقی

ancient maxims

ماکسیم‌های باستانی

practical maxims

ماکسیم‌های عملی

guiding maxims

ماکسیم‌های راهنما

philosophical maxims

ماکسیم‌های فلسفی

simple maxims

ماکسیم‌های ساده

جملات نمونه

maxims are often used to convey wisdom.

قواعد کلی اغلب برای انتقال حکمت استفاده می‌شوند.

he lives by the maxims he learned from his grandfather.

او بر اساس قواعد کلی که از پدربزرگش آموخته زندگی می‌کند.

many cultures have their own unique maxims.

فرهنگ‌های بسیاری قواعد کلی منحصربه‌فرد خود را دارند.

her favorite maxims inspire her daily decisions.

قواعد کلی مورد علاقه‌اش الهام‌بخش تصمیمات روزانه‌اش است.

maxims can serve as guiding principles in life.

قواعد کلی می‌توانند به عنوان اصول راهنما در زندگی عمل کنند.

he often quotes maxims to make his point clearer.

او اغلب از قواعد کلی نقل قول می‌کند تا نقطه نظرش را واضح‌تر کند.

understanding maxims can deepen your cultural knowledge.

درک قواعد کلی می‌تواند دانش فرهنگی شما را عمیق‌تر کند.

maxims reflect the values of a society.

قواعد کلی ارزش‌های یک جامعه را منعکس می‌کنند.

she collected maxims from various philosophers.

او قواعد کلی را از فلاسفه مختلف جمع‌آوری کرد.

applying maxims can enhance your decision-making skills.

اعمال قواعد کلی می‌تواند مهارت‌های تصمیم‌گیری شما را افزایش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید