truths

[ایالات متحده]/[trʊθs]/
[بریتانیا]/[trʊθs]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حقایق یا تکه‌های اطلاعاتی که درست هستند؛ بیانیه‌ای که درست است؛ اعتقادی که درست بودن آن پذیرفته شده است.

عبارات و ترکیب‌ها

seeking truths

به دنبال حقایق

unvarnished truths

حقایق بی‌پرده

home truths

حقایق تلخ و گزنده

hard truths

حقایق سخت

universal truths

حقایق جهان‌شمول

self-truths

حقایق درونی

revealing truths

حقایق آشکارا کننده

facing truths

مواجهه با حقایق

obvious truths

حقایق آشکار

hidden truths

حقایق پنهان

جملات نمونه

these are uncomfortable truths that we need to face.

این حقایق ناخوشایند هستند که باید با آن‌ها روبرو شویم.

the scientific method seeks to uncover fundamental truths.

روش علمی به دنبال کشف حقایق اساسی است.

it's important to separate facts from perceived truths.

مهم است حقایق را از حقایق ادراک شده جدا کنیم.

the film explores difficult truths about human nature.

فیلم به بررسی حقایق دشوار در مورد ذات انسان می‌پردازد.

he challenged many long-held truths about the universe.

او بسیاری از حقایق دیرینه در مورد جهان را به چالش کشید.

the investigation revealed some uncomfortable truths about the company.

تحقیقات حقایقی ناخوشایند در مورد شرکت را نشان داد.

we must confront the harsh truths of climate change.

ما باید با حقایق تلخ تغییرات آب و هوایی روبرو شویم.

the author exposed painful truths in her memoir.

نویسنده حقایق دردناکی را در خاطرات خود آشکار کرد.

it's a search for deeper truths beyond the surface.

این به دنبال حقایق عمیق‌تر فراتر از سطح است.

the legal system is based on established truths and precedents.

سیستم حقوقی بر اساس حقایق و سوابق اثبات شده استوار است.

sometimes, the simplest truths are the hardest to accept.

گاهی اوقات، ساده‌ترین حقایق را پذیرفتن سخت‌ترین است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید