mbas

[ایالات متحده]/ˌem bi: 'ei/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr. منطقه نبرد اصلی؛ کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی

عبارات و ترکیب‌ها

Executive MBA

مدیریت اجرایی ام‌بی‌ای

MBA program

برنامه کارشناسی ارشد مدیریت

جملات نمونه

She earned her MBA from a prestigious university.

او مدرک MBA خود را از یک دانشگاه معتبر دریافت کرد.

He is pursuing an MBA to advance his career.

او در حال اخذ مدرک MBA برای ارتقای شغلی خود است.

The MBA program requires a lot of dedication and hard work.

برنامه MBA نیاز به تعهد و تلاش زیادی دارد.

Many professionals choose to pursue an MBA for better job opportunities.

بسیاری از متخصصان برای فرصت های شغلی بهتر، مدرک MBA را انتخاب می کنند.

She decided to specialize in finance during her MBA studies.

او تصمیم گرفت در طول تحصیل MBA خود در رشته مالی تخصص پیدا کند.

The MBA curriculum includes courses on leadership and management.

برنامه درسی MBA شامل دوره هایی در زمینه رهبری و مدیریت است.

He was able to secure a high-paying job after completing his MBA.

او پس از اتمام MBA خود توانست یک شغل پردرآمد به دست آورد.

The MBA program provided her with valuable networking opportunities.

برنامه MBA فرصت های ارزشمندی برای شبکه سازی برای او فراهم کرد.

Attending networking events is important for MBA students.

شرکت در رویدادهای شبکه سازی برای دانشجویان MBA مهم است.

The MBA degree opened up new career possibilities for him.

مدرک MBA امکانات جدیدی برای شغل او فراهم کرد.

نمونه‌های واقعی

You don't need a a fancy MBA to figure this out.

برای متوجه شدن این موضوع نیازی به مدرک MBA گران‌قیمت ندارید.

منبع: Monetary Banking (Video Version)

We are from GSP, MBA students and MSA.

ما از GSP هستیم، دانشجویان MBA و MSA.

منبع: Stanford Open Course: How to Communicate Effectively

I'm studying to get an MBA.

من در حال تحصیل برای دریافت مدرک MBA هستم.

منبع: American English dialogue

Well, it'd have to be somebody pretty smart...at least smart enough to get an MBA.

خب، باید کسی باهوش باشد...حداقل به اندازه‌ای باهوش که بتواند مدرک MBA بگیرد.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 6

I am MBA trained, so I made a spreadsheet.

من آموزش‌های MBA دیده‌ام، بنابراین یک صفحه گسترده ایجاد کردم.

منبع: Facebook Sandberg Speech

Robert F. Smith, 56, graduated from Columbia Business School, where he earned an MBA with honors.

رابرت اف. اسمیت، 56 ساله، از مدرسه کسب و کار کلمبیا فارغ التحصیل شد، جایی که با افتخار مدرک MBA دریافت کرد.

منبع: The Chronicles of Novel Events

I'm currently an MBA student at Stanford.

من در حال حاضر دانشجوی MBA در دانشگاه استنفورد هستم.

منبع: Stanford Open Course: How to Communicate Effectively

In the past five years, nearly a tenth of the full-time MBA programmes in America have disappeared.

در پنج سال گذشته، نزدیک به یک دهم از برنامه‌های MBA تمام وقت در آمریکا از بین رفته‌اند.

منبع: The Economist (Summary)

They didn't say Now I have my MBA. That's it. I know enough. They were life-long learners.

آنها نگفتند حالا من مدرک MBA دارم. همین کافی است. من به اندازه کافی می‌دانم. آنها یادگیرنده‌های مادام‌العمر بودند.

منبع: Harvard University's "The Science of Happiness" course.

OK, why did you choose to get an MBA. You don't seem like the business type of guy.

باشه، چرا تصمیم گرفتید مدرک MBA بگیرید؟ شما مثل کسی که به سمت تجارت گرایش دارد به نظر نمی‌رسید.

منبع: American English dialogue

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید