mealiest

[ایالات متحده]/ˈmiːliɪst/
[بریتانیا]/ˈmiːliɪst/

ترجمه

adj. بافت یا قوام بیشتر پودری
n. به ذرت یا مایز در شکل جمع در انگلیسی آفریقای جنوبی اشاره دارد

عبارات و ترکیب‌ها

mealiest meal

سیرترین وعده غذایی

mealiest dish

سیرترین غذا

mealiest food

سیرترین غذا

mealiest snack

سیرترین میان وعده

mealiest option

سیرترین گزینه

mealiest recipe

سیرترین دستور غذا

mealiest combination

سیرترین ترکیب

mealiest experience

سیرترین تجربه

mealiest taste

سیرترین طعم

mealiest choice

سیرترین انتخاب

جملات نمونه

after the rain, the mealiest food was served at the picnic.

بعد از باران، بیشترین غذا در پیک‌نیک سرو شد.

he always orders the mealiest dishes at the restaurant.

او همیشه بیشترین غذاها را در رستوران سفارش می‌دهد.

the mealiest snacks are often the hardest to resist.

شبیه‌ترین میان‌وعده‌ها اغلب سخت‌تر برای مقاومت هستند.

she enjoys the mealiest breakfast options available.

او از بیشترین گزینه‌های صبحانه موجود لذت می‌برد.

they claimed that the mealiest meals were the most satisfying.

آنها ادعا کردند که بیشترین وعده‌های غذایی رضایت‌بخش‌ترین بودند.

we should avoid the mealiest items on the menu for health reasons.

ما باید به دلایل سلامتی از بیشترین اقلام موجود در منو اجتناب کنیم.

the mealiest options can sometimes lead to food comas.

بیشترین گزینه‌ها گاهی اوقات می‌تواند منجر به کما غذایی شود.

his favorite comfort food is always the mealiest kind.

غذاهای راحت مورد علاقه او همیشه از نوع بیشترین هستند.

at the fair, the mealiest treats are the most popular.

در نمایشگاه، بیشترین خوراکی‌ها محبوب‌ترین هستند.

she couldn't resist the mealiest burger on the menu.

او نمی‌توانست در برابر بیشترین همبرگر در منو مقاومت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید