mechanizing

[ایالات متحده]/ˈmɛkənaɪzɪŋ/
[بریتانیا]/ˈmɛkənaɪzɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. یک فرآیند یا کارخانه را با ماشین‌آلات به کار انداختن

عبارات و ترکیب‌ها

mechanizing tasks

خودکارسازی وظایف

mechanizing processes

خودکارسازی فرآیندها

mechanizing production

خودکارسازی تولید

mechanizing operations

خودکارسازی عملیات

mechanizing agriculture

خودکارسازی کشاورزی

mechanizing systems

خودکارسازی سیستم‌ها

mechanizing workflows

خودکارسازی گردش کار

mechanizing industry

خودکارسازی صنعت

mechanizing labor

خودکارسازی نیروی کار

جملات نمونه

they are mechanizing the production process to increase efficiency.

آنها در حال مکانیزه فرآیند تولید برای افزایش کارایی هستند.

mechanizing agriculture can lead to higher crop yields.

مکانیزه کشاورزی می تواند منجر به افزایش عملکرد محصول شود.

the factory is focused on mechanizing its assembly line.

کارخانه بر مکانیزه خط تولید خود متمرکز است.

mechanizing tasks reduces the need for manual labor.

مکانیزه وظایف نیاز به نیروی کار دستی را کاهش می دهد.

they are mechanizing the logistics to streamline operations.

آنها در حال مکانیزه لجستیک برای ساده سازی عملیات هستند.

many industries are mechanizing to stay competitive.

صنایع زیادی برای رقابتی ماندن در حال مکانیزه هستند.

mechanizing the workflow can save time and resources.

مکانیزه گردش کار می تواند در زمان و منابع صرفه جویی کند.

they believe mechanizing will improve product quality.

آنها معتقدند مکانیزه باعث بهبود کیفیت محصول می شود.

the government is investing in mechanizing rural farms.

دولت در حال سرمایه گذاری در مکانیزه مزارع روستایی است.

mechanizing the service industry is becoming more common.

مکانیزه صنعت خدمات رایج تر می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید