medfly

[ایالات متحده]/ˈmɛd.flaɪ/
[بریتانیا]/ˈmɛd.flaɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی مگس میوه که آفتی برای محصولات مدیترانه‌ای است.
Word Forms
جمعmedflies

عبارات و ترکیب‌ها

medfly control

کنترل مگس مدیترانه ای

medfly infestation

آلودگی مگس مدیترانه ای

medfly trap

تله مگس مدیترانه ای

medfly outbreak

شیوع مگس مدیترانه ای

medfly monitoring

نظارت بر مگس مدیترانه ای

medfly pesticide

حشره کش برای مگس مدیترانه ای

medfly damage

آسیب ناشی از مگس مدیترانه ای

medfly survey

بررسی مگس مدیترانه ای

medfly species

گونه های مگس مدیترانه ای

medfly research

تحقیقات در مورد مگس مدیترانه ای

جملات نمونه

the medfly is a significant pest in agriculture.

ملخ مدی یک آفت مهم در کشاورزی است.

farmers use traps to control the medfly population.

کشاورزان از تله برای کنترل جمعیت ملخ مدی استفاده می‌کنند.

research on medfly behavior helps improve pest management.

تحقیقات در مورد رفتار ملخ مدی به بهبود مدیریت آفات کمک می‌کند.

the medfly can damage a variety of fruits.

ملخ مدی می‌تواند به انواع میوه‌ها آسیب برساند.

invasive species like the medfly pose ecological risks.

گونه‌های مهاجم مانند ملخ مدی خطراتی برای اکوسیستم ایجاد می‌کنند.

effective control of the medfly requires coordinated efforts.

کنترل موثر ملخ مدی نیاز به تلاش‌های هماهنگ دارد.

the medfly's life cycle includes several stages.

چرخه زندگی ملخ مدی شامل چندین مرحله است.

farmers attended workshops on medfly management strategies.

کشاورزان در کارگاه‌هایی در مورد استراتژی‌های مدیریت ملخ مدی شرکت کردند.

scientists are studying the genetics of the medfly.

دانشمندان در حال مطالعه ژنتیک ملخ مدی هستند.

public awareness campaigns aim to educate about the medfly.

کمپین‌های آگاهی‌رسانی عمومی برای آموزش در مورد ملخ مدی هدف‌گذاری می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید