meditated

[ایالات متحده]/ˈmɛdɪteɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈmɛdɪˌteɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور عمیق فکر کرد یا با دقت در نظر گرفت; در تأمل یا تفکر مشغول بود

عبارات و ترکیب‌ها

meditated deeply

به طور عمیق مراقبه کرد

meditated regularly

به طور منظم مراقبه کرد

meditated quietly

به طور آرام مراقبه کرد

meditated daily

به طور روزانه مراقبه کرد

meditated peacefully

به طور مسالمت آمیز مراقبه کرد

meditated mindfully

با ذهن آگاه مراقبه کرد

meditated intentionally

با قصد مشخص مراقبه کرد

meditated alone

تنها مراقبه کرد

meditated effectively

به طور موثر مراقبه کرد

meditated often

اغراق مراقبه کرد

جملات نمونه

she meditated for an hour every morning.

او هر روز صبح به مدت یک ساعت مدیتیشن می‌کرد.

he meditated to find inner peace.

او برای یافتن آرامش درونی مدیتیشن کرد.

they meditated together in the park.

آنها با هم در پارک مدیتیشن کردند.

after a long day, she meditated to relax.

بعد از یک روز طولانی، او برای آرامش مدیتیشن کرد.

he meditated on his life choices.

او بر انتخاب‌های زندگی خود مدیتیشن کرد.

many people meditate for stress relief.

بسیاری از مردم برای کاهش استرس مدیتیشن می‌کنند.

she meditated before her important meeting.

او قبل از جلسه مهم خود مدیتیشن کرد.

he often meditated to improve his focus.

او اغلب برای بهبود تمرکز خود مدیتیشن می‌کرد.

they meditated silently in the candlelight.

آنها با سکوت در نور شمع مدیتیشن کردند.

she meditated while listening to calming music.

او در حالی که به موسیقی آرامش‌بخش گوش می‌داد، مدیتیشن کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید