meditated deeply
به طور عمیق مراقبه کرد
meditated regularly
به طور منظم مراقبه کرد
meditated quietly
به طور آرام مراقبه کرد
meditated daily
به طور روزانه مراقبه کرد
meditated peacefully
به طور مسالمت آمیز مراقبه کرد
meditated mindfully
با ذهن آگاه مراقبه کرد
meditated intentionally
با قصد مشخص مراقبه کرد
meditated alone
تنها مراقبه کرد
meditated effectively
به طور موثر مراقبه کرد
meditated often
اغراق مراقبه کرد
she meditated for an hour every morning.
او هر روز صبح به مدت یک ساعت مدیتیشن میکرد.
he meditated to find inner peace.
او برای یافتن آرامش درونی مدیتیشن کرد.
they meditated together in the park.
آنها با هم در پارک مدیتیشن کردند.
after a long day, she meditated to relax.
بعد از یک روز طولانی، او برای آرامش مدیتیشن کرد.
he meditated on his life choices.
او بر انتخابهای زندگی خود مدیتیشن کرد.
many people meditate for stress relief.
بسیاری از مردم برای کاهش استرس مدیتیشن میکنند.
she meditated before her important meeting.
او قبل از جلسه مهم خود مدیتیشن کرد.
he often meditated to improve his focus.
او اغلب برای بهبود تمرکز خود مدیتیشن میکرد.
they meditated silently in the candlelight.
آنها با سکوت در نور شمع مدیتیشن کردند.
she meditated while listening to calming music.
او در حالی که به موسیقی آرامشبخش گوش میداد، مدیتیشن کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید