megacity

[ایالات متحده]/ˈmɛɡəˌsɪti/
[بریتانیا]/ˈmɛɡəˌsɪti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (شهر بزرگی با جمعیت بیش از یک میلیون); شهر بزرگ (جمعیت بیش از یک میلیون)

عبارات و ترکیب‌ها

megacity growth

رشد کلان‌شهر

megacity challenges

چالش‌های کلان‌شهر

megacity development

توسعه کلان‌شهر

megacity infrastructure

زیرساخت‌های کلان‌شهر

megacity planning

برنامه‌ریزی کلان‌شهر

megacity population

جمعیت کلان‌شهر

megacity economy

اقتصاد کلان‌شهر

megacity living

زندگی در کلان‌شهر

megacity sustainability

پایداری کلان‌شهر

megacity transport

حمل و نقل کلان‌شهر

جملات نمونه

the megacity is known for its vibrant nightlife.

این ابرشهر به خاطر زندگی شبانه پر جنب و جوشش معروف است.

living in a megacity can be both exciting and overwhelming.

زندگی در یک ابرشهر می تواند هم هیجان انگیز و هم طاقت فرسا باشد.

transportation in a megacity often faces significant challenges.

حمل و نقل در یک ابرشهر اغلب با چالش های قابل توجهی روبرو است.

many megacities struggle with pollution and overcrowding.

بسیاری از ابرشهرها با آلودگی و ازدحام جمعیت دست و پنجه نرم می کنند.

tourists flock to megacities for their diverse culture.

گردشگران به دلیل فرهنگ متنوعشان به سمت ابرشهرها هجوم می آورند.

megacities often have a high cost of living.

ابرشهرها اغلب هزینه زندگی بالایی دارند.

urban planning is crucial in managing megacity growth.

برنامه‌ریزی شهری برای مدیریت رشد ابرشهرها بسیار مهم است.

megacities are hubs of economic activity and innovation.

ابرشهرها مراکز فعالیت و نوآوری اقتصادی هستند.

safety can be a concern in densely populated megacities.

ایمنی می تواند در ابرشهرهای پرجمعیت یک نگرانی باشد.

many people migrate to megacities in search of better opportunities.

بسیاری از مردم به امید فرصت های بهتر به سمت ابرشهرها مهاجرت می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید