megacolon

[ایالات متحده]/ˈmɛɡəˌkoʊlən/
[بریتانیا]/ˈmɛɡəˌkoʊlən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک وضعیت که با اتساع غیرطبیعی روده بزرگ مشخص می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

megacolon syndrome

سندرم مگاکولون

megacolon treatment

درمان مگاکولون

megacolon symptoms

علائم مگاکولون

megacolon diagnosis

تشخیص مگاکولون

megacolon causes

علت های مگاکولون

megacolon complications

عوارض مگاکولون

megacolon management

مدیریت مگاکولون

megacolon surgery

جراحی مگاکولون

megacolon risk

خطر مگاکولون

megacolon condition

وضعیت مگاکولون

جملات نمونه

megacolon can lead to severe abdominal pain.

مگاکولون می‌تواند منجر به درد شدید شکم شود.

doctors often diagnose megacolon with imaging tests.

پزشکان اغلب مگاکولون را با استفاده از تست‌های تصویربرداری تشخیص می‌دهند.

symptoms of megacolon include constipation and bloating.

علائم مگاکولون شامل یبوست و نفخ است.

treatment for megacolon may involve medication or surgery.

درمان مگاکولون ممکن است شامل داروها یا جراحی باشد.

megacolon can be a complication of certain diseases.

مگاکولون می‌تواند عارضه ای از برخی بیماری‌ها باشد.

patients with megacolon require regular medical check-ups.

بیماران مبتلا به مگاکولون به معاینات منظم پزشکی نیاز دارند.

dietary changes can help manage symptoms of megacolon.

تغییرات رژیمی می‌تواند به مدیریت علائم مگاکولون کمک کند.

in severe cases, megacolon may require hospitalization.

در موارد شدید، مگاکولون ممکن است نیاز به بستری شدن در بیمارستان داشته باشد.

megacolon can cause significant discomfort and distress.

مگاکولون می‌تواند باعث ناراحتی و رنجش قابل توجهی شود.

understanding megacolon is important for effective treatment.

درک مگاکولون برای درمان موثر مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید