megapixel

[ایالات متحده]/ˈmɛɡəˌpɪksəl/
[بریتانیا]/ˈmɛɡəˌpɪksəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک واحد از وضوح تصویر معادل یک میلیون پیکسل

عبارات و ترکیب‌ها

megapixel camera

دوربین مگاپیکسلی

megapixel resolution

وضوح تصویر مگاپیکسلی

megapixel image

تصویر مگاپیکسلی

megapixel sensor

حسگر مگاپیکسلی

megapixel display

صفحه نمایش مگاپیکسلی

megapixel photography

عکاسی مگاپیکسلی

megapixel quality

کیفیت مگاپیکسلی

megapixel output

خروجی مگاپیکسلی

megapixel format

فرمت مگاپیکسلی

megapixel upgrade

ارتقاء مگاپیکسلی

جملات نمونه

the camera has a resolution of 12 megapixels.

دوربین دارای وضوح 12 مگاپیکسل است.

higher megapixels can result in better image quality.

افزایش مگاپیکسل‌ها می‌تواند منجر به کیفیت تصویر بهتر شود.

this smartphone features a 48-megapixel camera.

این گوشی هوشمند دارای دوربین 48 مگاپیکسلی است.

many photographers prefer cameras with more megapixels.

بسیاری از عکاسان ترجیح می‌دهند دوربین‌هایی با مگاپیکسل بیشتر داشته باشند.

megapixels are important for large prints.

مگاپیکسل‌ها برای چاپ‌های بزرگ مهم هستند.

my new camera can capture images at 20 megapixels.

دوربین جدید من می‌تواند تصاویری با وضوح 20 مگاپیکسل را ثبت کند.

when buying a camera, consider the megapixel count.

هنگام خرید دوربین، تعداد مگاپیکسل‌ها را در نظر بگیرید.

megapixels alone do not determine image quality.

فقط مگاپیکسل‌ها کیفیت تصویر را تعیین نمی‌کنند.

some models offer up to 100 megapixels for ultra-high resolution.

برخی از مدل‌ها تا 100 مگاپیکسل برای وضوح فوق‌العاده ارائه می‌دهند.

megapixel ratings can be misleading for casual users.

رتبه‌بندی مگاپیکسل می‌تواند برای کاربران معمولی گمراه‌کننده باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید