megastar

[ایالات متحده]/'mɛɡəstɑr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سوپر سلبریتی

جملات نمونه

The megastar singer will perform at the concert tonight.

خواننده سوپراستار امشب در کنسرت اجرا خواهد کرد.

She became a megastar after starring in a blockbuster movie.

او پس از بازی در یک فیلم پرفروش به یک سوپراستار تبدیل شد.

The megastar actor has won numerous awards for his performances.

بازیگر سوپراستار برنده جوایز متعددی برای اجراهایش شده است.

Fans lined up for hours to catch a glimpse of the megastar.

هواداران برای دیدن سوپراستار ساعت‌ها در صف ایستادند.

The megastar athlete broke several records in the last championship.

ورزشکار سوپراستار در آخرین مسابقات رکوردها را شکست.

She was thrilled to meet her favorite megastar in person.

او از ملاقات حضوری با سوپراستار مورد علاقه‌اش بسیار هیجان‌زده بود.

The megastar model graced the cover of the prestigious fashion magazine.

مدل سوپراستار زینت بخش جلد مجله مد معتبر بود.

The megastar designer's collection was the highlight of the fashion show.

کلکسیون طراح سوپراستار در نمایشگاه مد برجسته‌ترین بود.

His concert tickets sold out within minutes due to his megastar status.

به دلیل جایگاه سوپراستاری او بلیط‌های کنسرتش در عرض چند دقیقه به فروش رسید.

The megastar's influence extends beyond the entertainment industry.

نفوذ سوپراستار فراتر از صنعت سرگرمی است.

نمونه‌های واقعی

" Thriller" set the standard of what it was to be a megastar.

"تریلر" استانداردی از آنچه بود که یک سوپراستار بودن را نشان دهد.

منبع: Movie trailer screening room

Next would come a series of films with megastar and sex symbol Burt Reynolds.

در ادامه، مجموعه‌ای از فیلم‌ها با سوپراستار و نماد جذابیت، برت رینولدز، می‌آمد.

منبع: What it takes: Celebrity Interviews

Also coaxed in were Bollywood megastars like Amitabh Bachchan.

همچنین، سوپراستارهای بالیوود مانند آمیتاب باچان نیز ترغیب شدند.

منبع: PBS Health Interview Series

Professor Stephanie Burt, a diehard Taylor Swift fan herself is teaching in English Literature class about the megastar at Harvard University.

پروفسور استفانی برت، خود یک طرفدار پروپاقراص تیلور سویفت، در کلاس ادبیات انگلیسی در مورد سوپراستار در دانشگاه هاروارد تدریس می‌کند.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

He is also a rare septuagenarian megastar who knows how to bow out in style.

او همچنین یک سوپراستار هفتاد ساله نادر است که می‌داند چگونه با وقار از صحنه خارج شود.

منبع: Economist Business

The international megastar kicked off her world tour in Stockholm last month.

سوپراستار بین‌المللی، تور جهانی خود را ماه گذشته در استکهلم آغاز کرد.

منبع: Financial Times Podcast

The movie transformed her almost overnight from an unknown schoolgirl into a megastar.

این فیلم تقریباً یک شبه او را از یک دختر مدرسه‌ای ناشناخته به یک سوپراستار تبدیل کرد.

منبع: Langman OCLM-01 words

The 32-year-old, who began her career in country before shifting to pop and becoming a megastar, abandons her more recent indie-folk vein in the new album.

این ۳۲ ساله که فعالیت خود را در زمینه موسیقی کانتری آغاز کرد و سپس به موسیقی پاپ روی آورد و به یک سوپراستار تبدیل شد، در آلبوم جدید خود از سبک ایندی-فولک اخیر خود چشم پوشی می‌کند.

منبع: Selected English short passages

And the competition between megastars to stage the most Instagrammable event is so intense that they invest fortunes to produce a spectacle.

و رقابت بین سوپراستارها برای برگزاری یک رویداد قابل توجه در اینستاگرام آنقدر شدید است که برای تولید یک نمایشگاه سرمایه‌گذاری می‌کنند.

منبع: Economist Business

Tal is kind of a megastar in the deaf community in Israel 'cause he translates the news in the TV to deaf people, to sign language.

تال تا حدودی یک سوپراستار در جامعه ناشنوایان در اسرائیل است، زیرا اخبار را در تلویزیون برای افراد ناشنوا به زبان اشاره ترجمه می‌کند.

منبع: Radio Laboratory

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید