melanodermas

[ایالات متحده]/ˌmɛlənəʊˈdɜːmə/
[بریتانیا]/ˌmɛləˈnɜrmə/

ترجمه

n. یک وضعیت پوستی که با رنگدانه‌های تیره مشخص می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

melanoderma condition

شرایط ملانودرما

melanoderma symptoms

علائم ملانودرما

melanoderma treatment

درمان ملانودرما

melanoderma diagnosis

تشخیص ملانودرما

melanoderma causes

علت های ملانودرما

melanoderma research

تحقیقات ملانودرما

melanoderma prevalence

شیوع ملانودرما

melanoderma types

انواع ملانودرما

melanoderma awareness

آگاهی از ملانودرما

melanoderma management

مدیریت ملانودرما

جملات نمونه

melanoderma is often associated with certain skin conditions.

ملانو‌درما اغلب با برخی شرایط پوستی مرتبط است.

people with melanoderma may require specialized skincare.

افرادی که دچار ملانو‌درما هستند ممکن است به مراقبت‌های پوستی تخصصی نیاز داشته باشند.

research on melanoderma has increased in recent years.

تحقیقات در مورد ملانو‌درما در سال‌های اخیر افزایش یافته است.

melanoderma can affect individuals of any ethnicity.

ملانو‌درما می‌تواند افراد با هر قومیت را تحت تأثیر قرار دهد.

symptoms of melanoderma vary from person to person.

علائم ملانو‌درما از فردی به فرد دیگر متفاوت است.

treatment options for melanoderma include topical creams.

گزینه‌های درمانی برای ملانو‌درما شامل کرم‌های موضعی است.

understanding melanoderma is essential for dermatologists.

درک ملانو‌درما برای متخصصان پوست ضروری است.

melanoderma can sometimes be mistaken for other skin disorders.

ملانو‌درما گاهی اوقات ممکن است با سایر اختلالات پوستی اشتباه گرفته شود.

regular check-ups can help manage melanoderma effectively.

معاینات منظم می‌تواند به مدیریت مؤثر ملانو‌درما کمک کند.

awareness of melanoderma is important for early diagnosis.

آگاهی از ملانو‌درما برای تشخیص زودهنگام مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید