melkite

[ایالات متحده]/ˈmɛlkaɪt/
[بریتانیا]/ˈmɛlkaɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عضو یک کلیسای مسیحی شرقی

عبارات و ترکیب‌ها

melkite church

کلیسای ملکیتی

melkite community

جامعه ملکیتی

melkite tradition

آداب و رسوم ملکیتی

melkite liturgy

طرز برگزاری مراسم مذهبی ملکیتی

melkite bishop

اسقف ملکیتی

melkite beliefs

اعتقادات ملکیتی

melkite heritage

میراث ملکیتی

melkite followers

پیروان ملکیتی

melkite identity

هویت ملکیتی

melkite faith

ایمان ملکیتی

جملات نمونه

the melkite church has a rich history.

کلیسای ملکیتی دارای تاریخچه‌ای غنی است.

many melkite christians celebrate unique traditions.

بسیاری از مسیحیان ملکیتی سنت‌های منحصر به فرد را جشن می‌گیرند.

melkite liturgy is known for its beauty.

liturgi ملکیتی به خاطر زیبایی‌اش شناخته شده است.

she identifies as a melkite catholic.

او خود را کاتولیک ملکیتی معرفی می‌کند.

the melkite community is vibrant and active.

جامعه ملکیتی پر جنب و جوش و فعال است.

melkite art often reflects cultural heritage.

هنر ملکیتی اغلب بازتابی از میراث فرهنگی است.

he studied melkite theology in university.

او الهیات ملکیتی را در دانشگاه مطالعه کرد.

melkite bishops play a significant role in the church.

اسقف‌های ملکیتی نقش مهمی در کلیسا ایفا می‌کنند.

she attended a melkite festival last summer.

او تابستان گذشته در یک جشنواره ملکیتی شرکت کرد.

melkite cuisine includes delicious mediterranean dishes.

آشپزی ملکیتی شامل غذاهای خوشمزه مدیترانه ای است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید