meningiomas

[ایالات متحده]/məˌnɪn.dʒiˈəʊ.mə/
[بریتانیا]/məˌnɪn.dʒiˈoʊ.mə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی تومور که از غشاهای حفاظتی پوشاننده مغز و نخاع توسعه می‌یابد

عبارات و ترکیب‌ها

meningioma diagnosis

تشخیص مِنیژیوم

meningioma treatment

درمان مِنیژیوم

meningioma symptoms

علائم مِنیژیوم

meningioma surgery

جراحی مِنیژیوم

meningioma growth

رشد مِنیژیوم

meningioma risk

خطر مِنیژیوم

meningioma types

انواع مِنیژیوم

meningioma causes

علت‌های مِنیژیوم

meningioma follow-up

پیگیری مِنیژیوم

meningioma prognosis

پیش‌آگهی مِنیژیوم

جملات نمونه

she was diagnosed with a meningioma last year.

او سال گذشته به Meningioma مبتلا شد.

meningiomas are often benign tumors.

Meningioma ها اغلب تومورهای خوش خیم هستند.

the doctor explained the treatment options for meningioma.

پزشک گزینه های درمانی برای Meningioma را توضیح داد.

symptoms of a meningioma can vary greatly.

علائم Meningioma می تواند بسیار متفاوت باشد.

she underwent surgery to remove the meningioma.

او تحت عمل جراحی برای برداشتن Meningioma قرار گرفت.

regular check-ups are important after a meningioma diagnosis.

پس از تشخیص Meningioma، معاینات منظم مهم است.

research is ongoing to understand meningioma causes.

تحقیقات برای درک علل Meningioma در حال انجام است.

meningioma can cause headaches and neurological issues.

Meningioma می تواند باعث سردرد و مشکلات عصبی شود.

she is participating in a clinical trial for meningioma treatment.

او در یک کارآزمایی بالینی برای درمان Meningioma شرکت می کند.

early detection of meningioma can improve treatment outcomes.

تشخیص زودهنگام Meningioma می تواند نتایج درمان را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید