mentations

[ایالات متحده]/ˌmɛnˈteɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌmɛnˈteɪʃənz/

ترجمه

n. فرآیندها یا فعالیت‌های ذهنی

عبارات و ترکیب‌ها

mental mentations

اظهارات ذهنی

cognitive mentations

اظهارات شناختی

emotional mentations

اظهارات عاطفی

verbal mentations

اظهارات کلامی

creative mentations

اظهارات خلاقانه

abstract mentations

اظهارات انتزاعی

spontaneous mentations

اظهارات خودکار

intuitive mentations

اظهارات شهودی

subconscious mentations

اظهارات ناخودآگاه

reflective mentations

اظهارات بازتابی

جملات نمونه

his mentations often lead to innovative solutions.

ذهنیت‌های او اغلب منجر به راه حل‌های نوآورانه می‌شود.

she recorded her mentations in a journal.

او ذهنیات خود را در یک دفترچه یادداشت ثبت کرد.

the scientist analyzed the mentations of the participants.

دانشمند ذهنیات شرکت‌کنندگان را تجزیه و تحلیل کرد.

creative mentations can enhance problem-solving skills.

ذهنیات خلاقانه می‌تواند مهارت‌های حل مسئله را افزایش دهد.

his mentations were clear and focused during the presentation.

ذهنیات او در طول ارائه واضح و متمرکز بود.

the artist's mentations inspired her latest masterpiece.

ذهنیات هنرمند الهام‌بخش اثر هنری جدید او شد.

they discussed their mentations about the project.

آنها در مورد پروژه خود ذهنیات خود را مورد بحث قرار دادند.

her mentations reflected her deep understanding of the subject.

ذهنیات او نشان‌دهنده درک عمیق او از موضوع بود.

he often shares his mentations with his colleagues.

او اغلب ذهنیات خود را با همکاران خود به اشتراک می‌گذارد.

understanding one's own mentations can lead to personal growth.

درک از ذهنیات خود می‌تواند منجر به رشد شخصی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید