actions speak
اقدامات حرف اول را میزنند
taking actions
انجام دادن اقدامات
actions taken
اقداماتی که انجام شدهاند
future actions
اقدامات آینده
immediate actions
اقدامات فوری
actions required
اقداماتی که مورد نیاز است
actions needed
اقداماتی که لازم است
past actions
اقدامات گذشته
own actions
اقدامات خود
actions matter
اقدامات مهم هستند
the company took actions to improve customer satisfaction.
شرکت اقداماتی را برای بهبود رضایت مشتری انجام داد.
we need to take swift actions to address the problem.
ما باید اقدامات سریع برای رسیدگی به مشکل انجام دهیم.
the police took immediate actions after receiving the call.
پلیس پس از دریافت تماس، اقدامات فوری انجام داد.
the government should take decisive actions on climate change.
دولت باید اقدامات قاطعانه در مورد تغییرات آب و هوایی انجام دهد.
he took the actions necessary to secure the deal.
او اقداماتی را که برای بستن قرارداد لازم بود انجام داد.
the team took proactive actions to prevent future issues.
تیم اقدامات پیشگیرانه انجام داد تا از بروز مشکلات آینده جلوگیری کند.
the charity took fundraising actions throughout the year.
ساز خیریه در طول سال اقدامات جمع آوری کمک های مالی انجام داد.
the board took corrective actions following the audit.
هیئت مدیره پس از ممیزی، اقدامات اصلاحی انجام داد.
they took preventative actions to avoid accidents.
آنها اقدامات پیشگیرانه انجام دادند تا از بروز حوادث جلوگیری کنند.
the security team took protective actions to safeguard the event.
تیم امنیتی اقدامات حفاظتی برای ایمن سازی رویداد انجام داد.
the student took positive actions to improve their grades.
دانش آموز برای بهبود نمرات خود اقدامات مثبت انجام داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید