| شکل سوم شخص مفرد | mercerizes |
| صفت یا فعل حال استمراری | mercerizing |
| زمان گذشته | mercerized |
| قسمت سوم فعل | mercerized |
mercerize cotton
مرسریز کردن پنبه
mercerize fabric
مرسریز کردن پارچه
mercerize yarn
مرسریز کردن نخ
mercerize process
فرآیند مرسریز کردن
mercerize treatment
درمان مرسریز کردن
mercerize method
روش مرسریز کردن
mercerize technique
تکنیک مرسریز کردن
mercerize effect
اثر مرسریز کردن
mercerize finish
پوشش نهایی مرسریز کردن
mercerize quality
کیفیت مرسریز کردن
the cotton fabric was mercerized to enhance its sheen.
پارچه پنبه ای برای افزایش درخشندگی آن مرسریز شد.
after mercerizing, the textile became more durable.
پس از مرسریز کردن، منسوجات بادوام تر شد.
many manufacturers choose to mercerize their fabrics for better quality.
بسیاری از تولیدکنندگان برای کیفیت بهتر، پارچه های خود را مرسریز می کنند.
mercerizing cotton can significantly improve its dye absorption.
مرسریز کردن پنبه می تواند به طور قابل توجهی جذب رنگ آن را بهبود بخشد.
she prefers mercerized threads for her sewing projects.
او ترجیح می دهد از نخ های مرسریز شده برای پروژه های دوخت خود استفاده کند.
he learned how to mercerize fabric in his textile class.
او یاد گرفت که چگونه در کلاس بافت خود پارچه را مرسریز کند.
mercerized cotton is often used in high-end clothing.
پنبه مرسریز شده اغلب در لباس های لوکس استفاده می شود.
the benefits of mercerizing include increased luster and strength.
مزایای مرسریز کردن شامل افزایش درخشندگی و مقاومت است.
to achieve a luxurious feel, they decided to mercerize the yarn.
برای دستیابی به یک حس لوکس، آنها تصمیم گرفتند نخ را مرسریز کنند.
mercerize cotton
مرسریز کردن پنبه
mercerize fabric
مرسریز کردن پارچه
mercerize yarn
مرسریز کردن نخ
mercerize process
فرآیند مرسریز کردن
mercerize treatment
درمان مرسریز کردن
mercerize method
روش مرسریز کردن
mercerize technique
تکنیک مرسریز کردن
mercerize effect
اثر مرسریز کردن
mercerize finish
پوشش نهایی مرسریز کردن
mercerize quality
کیفیت مرسریز کردن
the cotton fabric was mercerized to enhance its sheen.
پارچه پنبه ای برای افزایش درخشندگی آن مرسریز شد.
after mercerizing, the textile became more durable.
پس از مرسریز کردن، منسوجات بادوام تر شد.
many manufacturers choose to mercerize their fabrics for better quality.
بسیاری از تولیدکنندگان برای کیفیت بهتر، پارچه های خود را مرسریز می کنند.
mercerizing cotton can significantly improve its dye absorption.
مرسریز کردن پنبه می تواند به طور قابل توجهی جذب رنگ آن را بهبود بخشد.
she prefers mercerized threads for her sewing projects.
او ترجیح می دهد از نخ های مرسریز شده برای پروژه های دوخت خود استفاده کند.
he learned how to mercerize fabric in his textile class.
او یاد گرفت که چگونه در کلاس بافت خود پارچه را مرسریز کند.
mercerized cotton is often used in high-end clothing.
پنبه مرسریز شده اغلب در لباس های لوکس استفاده می شود.
the benefits of mercerizing include increased luster and strength.
مزایای مرسریز کردن شامل افزایش درخشندگی و مقاومت است.
to achieve a luxurious feel, they decided to mercerize the yarn.
برای دستیابی به یک حس لوکس، آنها تصمیم گرفتند نخ را مرسریز کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید