merchandiser

[ایالات متحده]/'mɝtʃən,daɪzɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که مسئول نمایش، تبلیغ و مدیریت موجودی کالاها است.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

Visual merchandiser

همراه ویژوال

Retail merchandiser

فروشنده خرده فروشی

Merchandiser responsibilities

مسئولیت‌های فروشنده

Merchandiser skills

مهارت‌های فروشنده

Merchandiser duties

وظایف فروشنده

senior merchandiser

فروشنده ارشد

جملات نمونه

The merchandiser is responsible for selecting products for the store.

بازاریاب مسئول انتخاب محصولات برای فروشگاه است.

The merchandiser works closely with suppliers to negotiate prices.

بازاریاب به طور نزدیک با تامین‌کنندگان برای مذاکره در مورد قیمت‌ها همکاری می‌کند.

As a merchandiser, you need to have a good eye for trends.

به عنوان یک بازاریاب، شما باید دید خوبی برای شناسایی روندها داشته باشید.

The merchandiser analyzes sales data to make informed decisions.

بازاریاب داده‌های فروش را برای تصمیم‌گیری آگاهانه تجزیه و تحلیل می‌کند.

A successful merchandiser understands consumer behavior.

یک بازاریاب موفق رفتار مصرف‌کننده را درک می‌کند.

The merchandiser coordinates with the marketing team for promotional activities.

بازاریاب برای فعالیت‌های تبلیغاتی با تیم بازاریابی هماهنگ می‌کند.

To excel as a merchandiser, you need strong negotiation skills.

برای برتری به عنوان یک بازاریاب، شما به مهارت‌های مذاکره قوی نیاز دارید.

The merchandiser ensures that the store's inventory is well-maintained.

بازاریاب اطمینان حاصل می‌کند که موجودی فروشگاه به خوبی نگهداری می‌شود.

Effective communication is key for a merchandiser to succeed in the industry.

ارتباطات موثر برای موفقیت یک بازاریاب در صنعت بسیار مهم است.

The merchandiser collaborates with the design team to develop new products.

بازاریاب با تیم طراحی برای توسعه محصولات جدید همکاری می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید