meringues

[ایالات متحده]/məˈræŋɡz/
[بریتانیا]/məˈræŋɡz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.(جمع) شیرینی‌های کوچک و شیرین تهیه شده از سفیده تخم‌مرغ زده شده و شکر

عبارات و ترکیب‌ها

chocolate meringues

شیرینی مرنگ شکلاتی

mini meringues

شیرینی مرنگ کوچک

meringues cookies

کیک‌های مرنگ

meringues dessert

دسر مرنگ

meringues topping

تاپینگ مرنگ

meringues nests

لانه های مرنگ

meringues pie

پای مرنگ

meringues recipe

دستورالعمل شیرینی مرنگ

meringues shells

پوسته های مرنگ

meringues cake

کیک مرنگ

جملات نمونه

she baked a batch of meringues for the party.

او یک دسته مِرینگی برای مهمانی پخت.

these meringues are light and crispy.

این مِرینگی‌ها سبک و ترد هستند.

he topped the dessert with colorful meringues.

او دسر را با مِرینگی‌های رنگارنگ تزئین کرد.

meringues can be made with different flavors.

می‌توان مِرینگی را با طعم‌های مختلف تهیه کرد.

she learned how to make meringues from her grandmother.

او یاد گرفت که چگونه مِرینگی را از مادربزرگش درست کند.

they served meringues with fresh berries.

آنها مِرینگی را با توت‌های تازه سرو کردند.

the recipe called for whipped egg whites to make meringues.

دستور غذا نیاز به سفیده تخم مرغ زده شده برای تهیه مِرینگی داشت.

meringues are a popular treat during the holidays.

مِرینگی یک خوراکی محبوب در تعطیلات است.

she decorated the cake with mini meringues.

او کیک را با مِرینگی‌های کوچک تزئین کرد.

they enjoyed making meringues together on the weekend.

آنها از درست کردن مِرینگی با هم در آخر هفته لذت بردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید