meson

[ایالات متحده]/ˈmɛzɒn/
[بریتانیا]/ˈmɛˌzɑn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی ذره زیراتمی که بوزونی است متشکل از جفت‌های کوارک-آنتی‌کوارک

عبارات و ترکیب‌ها

scalar meson

مزون اسکالر

pseudoscalar meson

مزون شبه اسکالر

vector meson

مزون برداری

meson decay

پایدار شدن مزون

meson production

تولید مزون

heavy meson

مزون سنگین

light meson

مزون سبک

meson resonance

تشدید مزون

meson interaction

برهمکنش مزون

meson theory

نظریه مزون

جملات نمونه

the meson is a type of subatomic particle.

مزون نوعی ذره زیراتمی است.

scientists study mesons to understand fundamental forces.

دانشمندان مزون‌ها را برای درک نیروهای بنیادی مطالعه می‌کنند.

mesons are composed of a quark and an antiquark.

مزون‌ها از یک کوارک و یک آنتی‌کوارک تشکیل شده‌اند.

in particle physics, mesons play a crucial role.

در فیزیک ذرات، مزون‌ها نقش مهمی ایفا می‌کنند.

research on mesons can lead to new discoveries.

تحقیقات در مورد مزون‌ها می‌تواند منجر به کشف‌های جدید شود.

mesons have a short lifespan before decaying.

مزون‌ها قبل از واپاشی طول عمر کوتاهی دارند.

the behavior of mesons is influenced by strong interactions.

رفتار مزون‌ها تحت تأثیر برهم‌کنش‌های قوی قرار دارد.

mesons can be produced in high-energy collisions.

مزون‌ها می‌توانند در برخورد با انرژی بالا تولید شوند.

different types of mesons include pions and kaons.

انواع مختلفی از مزون‌ها شامل پیون‌ها و کاون‌ها هستند.

understanding mesons helps physicists test theories.

درک مزون‌ها به فیزیکدانان کمک می‌کند تا نظریه‌ها را آزمایش کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید