metals

[ایالات متحده]/ˈmetəlz/
[بریتانیا]/ˈmetəlz/

ترجمه

n. عناصر شیمیایی که معمولاً سخت، براق، انعطاف‌پذیر، قابل ذوب و قابل کشش هستند، با رسانایی الکتریکی و حرارتی خوب؛ اقلام سخت‌افزاری که از فلز ساخته شده‌اند، مانند ابزارها و اتصالات.

عبارات و ترکیب‌ها

base metals

فلزات پایه

rare metals

فلزات کمیاب

ferrous metals

فلزات آهنی

nonmetals

فلزات غیر

processing metals

تولید فلزات

recycling metals

بازیافت فلزات

refining metals

تصفیه فلزات

storing metals

ذخیره فلزات

trading metals

معامله فلزات

finding metals

یافتن فلزات

جملات نمونه

the jewelry was made of precious metals like gold and silver.

جواهرات از فلزات گرانبها مانند طلا و نقره ساخته شده بودند.

we need to analyze the metals in the soil sample.

ما باید فلزات موجود در نمونه خاک را تجزیه و تحلیل کنیم.

the rising price of metals is affecting the construction industry.

افزایش قیمت فلزات بر صنعت ساخت و ساز تأثیر می گذارد.

recycling metals is crucial for environmental sustainability.

بازیافت فلزات برای پایداری محیط زیست بسیار مهم است.

the blacksmith worked with various metals to forge tools.

جوشکار با انواع فلزات برای آهنگری ابزارها کار می کرد.

the company mines and refines several base metals.

شرکت به استخراج و پالایش چندین فلز پایه می پردازد.

corrosion is a common problem with certain metals.

خوردگی یک مشکل رایج در برخی از فلزات است.

the alloy is a mixture of different metals.

آلیاژ ترکیبی از فلزات مختلف است.

he invested in stocks of companies dealing in metals.

او در سهام شرکت های فعال در زمینه فلزات سرمایه گذاری کرد.

the sculptor used metals to create abstract sculptures.

مجسمه ساز از فلزات برای ایجاد مجسمه های انتزاعی استفاده کرد.

the electrical wiring is typically made of copper metals.

سیم کشی برق معمولاً از فلزات مسی ساخته می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید