metamorphosing

[ایالات متحده]/ˌmɛtəˈmɔːfəzɪŋ/
[بریتانیا]/ˌmɛtəˈmɔrfəˌzɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فرآیند تغییر شکل یا ماهیت؛ تغییر دادن یا دستخوش تغییر شدن

عبارات و ترکیب‌ها

metamorphosing rapidly

دگرگونی سریع

metamorphosing into

تبدیل شدن به

metamorphosing constantly

به طور مداوم در حال دگرگونی

metamorphosing shapes

دگرگونی شکل‌ها

metamorphosing ideas

دگرگونی ایده‌ها

metamorphosing creatures

دگرگونی موجودات

metamorphosing landscapes

دگرگونی مناظر

metamorphosing dreams

دگرگونی رویاها

metamorphosing visions

دگرگونی دیدگاه‌ها

metamorphosing culture

دگرگونی فرهنگ

جملات نمونه

the caterpillar is metamorphosing into a butterfly.

کرم شب‌تاب در حال تبدیل شدن به پروانه است.

she is metamorphosing her ideas into a successful project.

او ایده‌های خود را به یک پروژه موفق تبدیل می‌کند.

the city is metamorphosing with new developments.

شهر با توسعه‌های جدید در حال دگرگونی است.

his attitude is metamorphosing after the training.

حالت او پس از آموزش در حال دگرگونی است.

the story is metamorphosing into a classic.

داستان در حال تبدیل شدن به یک اثر کلاسیک است.

the technology is metamorphosing how we communicate.

فناوری در حال تغییر نحوه ارتباط ما است.

the landscape is metamorphosing with the changing seasons.

مناظر طبیعی با تغییر فصل‌ها در حال دگرگونی است.

she feels like she is metamorphosing into a new person.

او احساس می‌کند که مانند یک شخص جدید در حال دگرگونی است.

the art scene is metamorphosing with fresh talent.

صحنه هنری با استعدادهای جدید در حال دگرگونی است.

the company is metamorphosing its brand image.

شرکت در حال تغییر چهره برند خود است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید