regressing

[ایالات متحده]/rɪˈɡrɛsɪŋ/
[بریتانیا]/rɪˈɡrɛsɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل بازگشت به یک وضعیت قبلی، کمتر پیشرفته

عبارات و ترکیب‌ها

regressing behavior

رفتار پسروی

regressing skills

مهارت‌های پسروی

regressing trends

روندهای پسروی

regressing stages

مراحل پسروی

regressing development

توسعه پسروی

regressing progress

پیشرفت پسروی

regressing economy

اقتصاد پسروی

regressing society

جامعه پسروی

regressing health

سلامتی پسروی

جملات نمونه

he feels like he is regressing in his studies.

او احساس می‌کند که در تحصیلات خود پسرفت می‌کند.

the project is regressing due to lack of funding.

به دلیل کمبود بودجه، پروژه در حال پسرفت است.

many people worry that society is regressing.

بسیاری از مردم نگران هستند که جامعه در حال پسرفت است.

she noticed her health was regressing after the surgery.

او متوجه شد که بعد از عمل جراحی، سلامتی‌اش در حال پسرفت است.

regressing to old habits can be difficult to overcome.

بازگشت به عادت‌های قدیمی می‌تواند دشوار باشد.

he felt he was regressing emotionally after the breakup.

او احساس کرد که بعد از جدایی، از نظر احساسی در حال پسرفت است.

the team is regressing in performance this season.

عملکرد تیم این فصل در حال افت است.

regressing in skills can affect job opportunities.

افت مهارت‌ها می‌تواند بر فرصت‌های شغلی تأثیر بگذارد.

she fears that she is regressing in her language skills.

او می‌ترسد که مهارت‌های زبانی‌اش در حال افت باشد.

it's concerning to see the community regressing in its values.

نگران‌کننده است که ارزش‌های جامعه در حال کاهش است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید