metiss

[ایالات متحده]/ˈmɛtɪs/
[بریتانیا]/ˈmɛtɪs/

ترجمه

n. دختر اوکئانوس و تتیس، و اولین همسر زئوس در اسطوره‌شناسی یونانی

عبارات و ترکیب‌ها

metiss culture

فرهنگ متیس

metiss identity

هویت متیس

metiss community

جامعه متیس

metiss heritage

میراث متیس

metiss art

هنر متیس

metiss history

تاریخ متیس

metiss traditions

آد و رسوم متیس

metiss lifestyle

سبک زندگی متیس

metiss pride

افتخار متیس

metiss rights

حقوق متیس

جملات نمونه

she metiss with her old friends last weekend.

او آخر هفته با دوستان قدیمی خود با آنها معاشرت کرد.

his metiss skills have improved significantly.

مهارت های معاشرت او به طور قابل توجهی بهبود یافته اند.

they decided to metiss their cultures during the festival.

آنها تصمیم گرفتند در طول جشنواره فرهنگ های خود را با هم آمیخته کنند.

metiss is an important aspect of their identity.

معاشرت جنبه مهمی از هویت آنها است.

she enjoys the metiss of different music genres.

او از آمیختن ژانرهای مختلف موسیقی لذت می برد.

he often talks about the metiss of traditions in his family.

او اغلب در مورد آمیختن سنت ها در خانواده اش صحبت می کند.

they are proud of their metiss heritage.

آنها به ارثیه معاشرت خود افتخار می کنند.

the metiss community celebrated their diversity.

جامعه معاشرت، تنوع خود را جشن گرفت.

metiss art reflects a blend of influences.

هنر معاشرت ترکیبی از تأثیرات را منعکس می کند.

she has a unique metiss style in her fashion choices.

او در انتخاب های مد خود سبک معاشرت منحصر به فردی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید