mic

[ایالات متحده]/maɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr. مجتمع نظامی-صنعتی.

عبارات و ترکیب‌ها

microphone

میکروفون

mic stand

استند میکروفن

wireless mic

میکروفن بی‌سیم

lapel mic

میکروفن یقه‌ای

recording mic

میکروفن ضبط صدا

جملات نمونه

She adjusted the mic before starting her presentation.

او میکروفن را قبل از شروع ارائه خود تنظیم کرد.

The singer's mic was turned up too loud.

میکروفن خواننده خیلی بلند بود.

Please pass the mic to the next speaker.

لطفاً میکروفن را به سخنران بعدی بدهید.

The mic is not working, we need to fix it.

میکروفن کار نمی کند، باید آن را تعمیر کنیم.

He spoke into the mic with confidence.

او با اعتماد به نفس به میکروفن صحبت کرد.

The mic stand is adjustable for different heights.

استند میکروفن برای ارتفاعات مختلف قابل تنظیم است.

The mic feedback was causing a loud screech.

بازخورد میکروفن باعث ایجاد صدای جیغ بلندی می شد.

She tapped the mic to check if it was on.

او برای بررسی اینکه روشن است، به میکروفن ضربه زد.

The mic quality is crucial for a successful podcast.

کیفیت میکروفن برای یک پادکست موفق بسیار مهم است.

He rapped into the mic during the performance.

او در طول اجرا به میکروفن رپ کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید