microampere

[ایالات متحده]/ˈmaɪkrəʊæmˌpɪə/
[بریتانیا]/ˈmaɪkroʊæmˌpɪr/

ترجمه

n. یک واحد جریان الکتریکی معادل یک میلیونم آمپر؛ میکروآمپر

عبارات و ترکیب‌ها

microampere meter

متر میکروآمپر

microampere range

محدوده میکروآمپر

microampere current

جریان میکروآمپر

microampere scale

مقیاس میکروآمپر

microampere output

خروجی میکروآمپر

microampere input

ورودی میکروآمپر

microampere signal

سیگنال میکروآمپر

microampere measurement

اندازه گیری میکروآمپر

microampere level

سطح میکروآمپر

microampere device

دستگاه میکروآمپر

جملات نمونه

the device operates at a current of 100 microamperes.

دستگاه با جریان 100 میکروآمپر کار می‌کند.

microamperes are often used in low-power applications.

میکروآمپرها اغلب در کاربردهای کم‌مصرف استفاده می‌شوند.

measuring current in microamperes requires precise equipment.

اندازه‌گیری جریان در میکروآمپر نیاز به تجهیزات دقیق دارد.

the sensor consumes only a few microamperes of current.

سنسور تنها چند میکروآمپر جریان مصرف می‌کند.

adjusting the circuit to a microampere level can improve efficiency.

تنظیم مدار برای سطح میکروآمپر می‌تواند کارایی را بهبود بخشد.

he measured the output in microamperes to ensure accuracy.

او خروجی را به میکروآمپر اندازه گیری کرد تا از دقت اطمینان حاصل کند.

microampere readings are crucial for sensitive equipment.

خواندن‌های میکروآمپر برای تجهیزات حساس بسیار مهم هستند.

the power supply provides a steady microampere output.

منبع تغذیه خروجی میکروآمپر پایدار ارائه می‌دهد.

understanding microamperes is essential for electronics engineers.

درک میکروآمپر برای مهندسان الکترونیک ضروری است.

she calibrated the meter to read in microamperes.

او متر را برای خواندن به میکروآمپر کالیبره کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید