milliampere

[ایالات متحده]/ˌmɪliˈæmpeə/
[بریتانیا]/ˌmɪliˈæmˌpɪr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک واحد از جریان الکتریکی برابر با یک هزارم آمپر; در زمینه‌های پزشکی برای اندازه‌گیری جریان‌های کوچک استفاده می‌شود; اصطلاح دیگری برای میلی‌آمپر
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

milliampere rating

رتبه‌بندی میلی‌آمپر

milliampere measurement

اندازه‌گیری میلی‌آمپر

milliampere scale

مقیاس میلی‌آمپر

milliampere range

محدوده میلی‌آمپر

milliampere output

خروجی میلی‌آمپر

milliampere input

ورودی میلی‌آمپر

milliampere limit

حد میلی‌آمپر

milliampere capacity

ظرفیت میلی‌آمپر

milliampere flow

جریان میلی‌آمپر

milliampere value

مقدار میلی‌آمپر

جملات نمونه

the device operates at a current of 500 milliampere.

دستگاه با جریان 500 میلی‌آمپر کار می‌کند.

measuring the current in milliampere is crucial for safety.

اندازه‌گیری جریان به میلی‌آمپر برای ایمنی بسیار مهم است.

this battery can deliver a maximum of 1000 milliampere.

این باتری می‌تواند حداکثر 1000 میلی‌آمپر را ارائه دهد.

the charger provides a steady current of 200 milliampere.

شارژر یک جریان ثابت 200 میلی‌آمپر ارائه می‌دهد.

we need to limit the current to 50 milliampere for this circuit.

ما باید جریان را برای این مدار به 50 میلی‌آمپر محدود کنیم.

check the specifications to see the milliampere rating.

برای بررسی رتبه بندی میلی‌آمپر، مشخصات را بررسی کنید.

the sensor operates efficiently at 10 milliampere.

این سنسور با 10 میلی‌آمپر به طور موثر کار می‌کند.

adjust the output to maintain a constant milliampere flow.

برای حفظ جریان ثابت میلی‌آمپر، خروجی را تنظیم کنید.

too much milliampere can damage the circuit.

جریان بیش از حد میلی‌آمپر می‌تواند به مدار آسیب برساند.

understanding milliampere is essential for electronics students.

درک میلی‌آمپر برای دانشجویان الکترونیک ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید