microbiologist

[ایالات متحده]/ˌmaikrəu,bai'ɔləgist/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

تعریف انگلیسی: یک دانشمند که میکروارگانیسم‌ها را مطالعه می‌کند.
Word Forms

جملات نمونه

The microbiologist conducted experiments in the laboratory.

میکروبیولوژیست آزمایشاتی را در آزمایشگاه انجام داد.

The microbiologist studied the effects of antibiotics on bacteria.

میکروبیولوژیست اثرات آنتی‌بیوتیک‌ها بر باکتری‌ها را مطالعه کرد.

The microbiologist analyzed the microbial composition of the soil samples.

میکروبیولوژیست ترکیب میکروبی نمونه‌های خاک را تجزیه و تحلیل کرد.

The microbiologist identified a new strain of bacteria.

میکروبیولوژیست یک گونه جدید باکتری را شناسایی کرد.

The microbiologist published a research paper on infectious diseases.

میکروبیولوژیست یک مقاله تحقیقاتی در مورد بیماری‌های عفونی منتشر کرد.

The microbiologist used a microscope to observe microorganisms.

میکروبیولوژیست از یک میکروسکوپ برای مشاهده میکروارگانیسم‌ها استفاده کرد.

The microbiologist collaborated with other scientists on a research project.

میکروبیولوژیست با دانشمندان دیگر در یک پروژه تحقیقاتی همکاری کرد.

The microbiologist isolated a strain of bacteria for further study.

میکروبیولوژیست یک گونه باکتری را برای مطالعه بیشتر جدا کرد.

The microbiologist attended a conference on microbial ecology.

میکروبیولوژیست در یک کنفرانس در مورد میکروب‌شناسی محیطی شرکت کرد.

The microbiologist discovered a new species of microbe in the ocean.

میکروبیولوژیست یک گونه جدید میکرب را در اقیانوس کشف کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید