cells

[ایالات متحده]/[sɛlz]/
[بریتانیا]/[sɛlz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک اتاق کوچک در زندان؛ یک حجره یا محفظه کوچک، به ویژه در یک شانه‌دار؛ واحد ساختاری و عملکردی اساسی موجودات زنده؛ یک منطقه یا ناحیه کوچک؛ در یک جدول یا صفحه گسترده، یک جعبه مستطیلی که داده‌ها را می‌توان در آن وارد کرد.

عبارات و ترکیب‌ها

body cells

سلول‌های بدن

cell division

تقسیم سلولی

cell phone

تلفن همراه

cell culture

کشت سلولی

brain cells

سلول‌های مغزی

cell membrane

غشای سلولی

stem cells

سلول‌های بنیادی

immune cells

سلول‌های ایمنی

cell damage

آسیب سلولی

cell growth

رشد سلولی

جملات نمونه

the battery cells need to be replaced in my phone.

باتری گوشی من نیاز به تعویض دارد.

scientists are studying skin cells to understand aging.

دانشمندان در حال مطالعه سلول‌های پوستی برای درک روند پیری هستند.

the honeycomb structure is made up of many hexagonal cells.

ساختار لانه زنبور عسل از بسیاری از سلول‌های شش ضلعی تشکیل شده است.

we collected blood cells for a complete blood count.

ما سلول‌های خونی را برای شمارش کامل خون جمع‌آوری کردیم.

the prison cells were cold and damp.

سلول‌های زندان سرد و مرطوب بودند.

stem cells have the potential to repair damaged tissue.

سلول‌های بنیادی پتانسیل ترمیم بافت آسیب‌دیده را دارند.

the spreadsheet contained data in individual cells.

صفحه گسترده شامل داده‌ها در سلول‌های جداگانه بود.

cancer cells divide rapidly and uncontrollably.

سلول‌های سرطانی به سرعت و به‌طور غیرقابل کنترلی تقسیم می‌شوند.

nerve cells transmit signals throughout the body.

سلول‌های عصبی سیگنال‌ها را در سراسر بدن منتقل می‌کنند.

the cells in the plant absorb sunlight for photosynthesis.

سلول‌های گیاه نور خورشید را برای فتوسنتز جذب می‌کنند.

we need to sort the data into separate cells in the table.

ما باید داده‌ها را در سلول‌های جداگانه جدول مرتب کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید