microcentrum

[ایالات متحده]//ˌmaɪkrəʊˈsɛntrəm//
[بریتانیا]//ˌmaɪkroʊˈsɛntrəm//

ترجمه

n. سانتریوم
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the microcentrum of the city is always bustling with activity.

میکرواسناد شهر همیشه پر از فعالیت است.

many small businesses thrive in the urban microcentrum.

بسیاری از کسب و کارهای کوچک در میکرواسناد شهری به خوبی گروهی می‌شوند.

tourists love to explore the historic microcentrum.

گردشگران دوست دارند میکرواسناد تاریخی را کاوش کنند.

the new residential area has its own charming microcentrum.

منطقه مسکونی جدید خودش یک میکرواسناد جذاب دارد.

we met at the coffee shop in the microcentrum.

ما در کافی شاپ میکرواسناد با هم دیدار کردیم.

the microcentrum hosts weekly farmers markets.

میکرواسناد بازارهای کشاورزی هفتگی را میزبانی می‌کند.

local artists perform in the microcentrum square.

هنرمندان محلی در میدان میکرواسناد اجرا می‌کنند.

the modern microcentrum houses several boutiques.

میکرواسناد مدرن چندین فروشگاه را در خود جای داده است.

children play in the small park within the microcentrum.

کودکان در پارک کوچک درون میکرواسناد بازی می‌کنند.

the microcentrum is easily accessible by public transport.

میکرواسناد به راحتی از طریق حمل و نقل عمومی قابل دسترس است.

i prefer shopping at the local microcentrum.

من به خرید در میکرواسناد محلی ترجیح می‌دهم.

the microcentrum underwent renovations last year.

میکرواسناد سال گذشته بازسازی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید