spindle

[ایالات متحده]/'spɪnd(ə)l/
[بریتانیا]/'spɪndl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. میله یا پینی که به عنوان هسته‌ای عمل می‌کند که چیزی حول آن می‌چرخد یا می‌چرخد، مانند یک نخ روی یک قرقره

عبارات و ترکیب‌ها

spindle-shaped

مخروطی شکل

spindle speed

سرعت اسپیندل

spindle whorl

چرخ اسپیندل

spindle fiber

فیبر چرخ ریسندگی

main spindle

اسپیندل اصلی

spindle motor

موتور اسپیندل

spindle bearing

یاتاقان اسپیندل

wheel spindle

اسپیندل چرخ

muscle spindle

دم ماهیچه

spindle cell

سلول اسپیندل

spindle drive

درایو اسپیندل

spindle head

سر اسپیندل

vertical spindle

اسپیندل عمودی

spindle nose

بینی اسپیندل

جملات نمونه

Do not fold, spindle, or mutilate this card.

این کارت را تا نکنید، نخ کنید یا خراب نکنید.

examples are the potato spindle tuber viroid and the hop stunt viroid.

نمونه‌ها عبارتند از ویریویید سیب زمینی چرخشی و ویریویید توقف هَپ.

of the spindle shaft drives a counter for totalizing discharge.

از محور چرخشی، یک شمارنده برای جمع‌آوری کل تخلیه را هدایت می‌کند.

Myoid cells had three types: epithelioid, intermediate, and spindle, which showed the relations with immunohistochemistry.

سلول‌های میوئیدی دارای سه نوع بودند: اپیتلیوئیدی، میانی و سوزنی، که ارتباط با ایمونوهیستوشیمی را نشان می‌دادند.

abnormal rate of EEG was 72.2%, including low voltage, allorhythmia of slow wave, deletion of sleep-spindle wave and attack wave.

نرخ غیرطبیعی EEG 72.2٪ بود که شامل ولتاژ پایین، آلوریتمی از موج آهسته، حذف موج چرخشی خواب و موج حمله می‌شد.

Multiple mucinous and lipomatous variant of eccrine angiomatous hamartoma associated with spindle cell hemangioma: A novel collision tumor?

نوع چندگانه مخاطی و چربی‌دار از همارتموم آنژیوماسیز ترشحی همراه با همانجیوما سلول سوزنی: یک تومور برخورد جدید؟

Here it must be observed that " Matriarchate " (q.v.) is a misleading term, as is " Gynaecocracy," for the custom of deducing descent on the spindle side .

در اینجا باید توجه داشت که " حاکمیت مادرانه " (q.v.) یک اصطلاح گمراه کننده است، همانطور که " ژنکراسی" نیز همینطور است، زیرا رسم تعیین نسب از سمت چرخکار.

Muscle spindle is an important proprioceptor in the skeletal muscle, which contributes to the maintenance of muscular tension and the fine modulation of voluntary movements.

عضلانی اسپیندل یک پروپریوسپتور مهم در عضله اسکلتی است که به حفظ تنش عضلانی و مدولاسیون ظریف حرکات ارادی کمک می‌کند.

Our main products are VMC machining center, CNC slant bed lathe, CNC and manual toolroom milling machine, high speed spindle, ball screw and other functional spare parts.

محصولات اصلی ما شامل مرکز ماشین‌کاری VMC، تراش CNC با بستر شیب‌دار، ماشین تراش و فرز دستی، اسپیندل با سرعت بالا، پیچ‌ ball و سایر قطعات یدکی کاربردی است.

SMA staining was positive in basophilous small blocks, spindle or irregular cell cluster.Of the 218 cases, 56 cases had smooth muscle.

رنگ‌آمیزی SMA در بلوک‌های کوچک بازوفیلی، سوزنی یا خوشه‌های سلول نامنظم مثبت بود. از 218 مورد، 56 مورد دارای عضله صاف بودند.

?In each group, by an inverted phase contrast microscope, cells presented with long spindle-shaped fibrocyte-like adherent growth, but no remarkable morphological changes were found.

?در هر گروه، با استفاده از یک میکروسکوپ کنتراست فاز معکوس، سلول هایی با رشد فیبروبلاست مانند بلند و سوزنی شکل چسبنده نشان داده شدند، اما تغییرات مورفولوژیکی قابل توجهی یافت نشد.

Results Nerve endings of muscle spindle in equatorial and polar regions were dyed black;intrafusal fibers were dyed buffy.

نتایج: پایانه‌های عصبی عضلانی در مناطق استوایی و قطبی سیاه رنگ شدند؛ الیاف درون‌تغلیظی به رنگ بفی شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید