microcirculation

[ایالات متحده]/ˌmaɪkrəʊˌsɜːkjʊˈleɪʃən/
[بریتانیا]/ˌmaɪkroʊˌsɝːkjəˈleɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گردش خون از طریق کوچکترین عروق خونی (به ویژه مویرگ‌ها، شریانچه‌ها و سیاهرگچه‌ها) در بافت‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

improve microcirculation

بهبود گردش خونریز مویرگی

boost microcirculation

تقویت گردش خونریز مویرگی

poor microcirculation

گردش خونریز مویرگی ضعیف

restore microcirculation

بازسازی گردش خونریز مویرگی

microcirculation disorders

اختلالات گردش خونریز مویرگی

enhancing microcirculation

افزایش گردش خونریز مویرگی

microcirculation improves

گردش خونریز مویرگی بهبود می‌یابد

microcirculation decreased

گردش خونریز مویرگی کاهش یافت

microcirculation increasing

گردش خونریز مویرگی در حال افزایش

microcirculation assessment

ارزیابی گردش خونریز مویرگی

جملات نمونه

regular exercise improves microcirculation in the legs and reduces swelling.

ورزش منظم باعث بهبود میکروسیرکولاسیون در پاها و کاهش تورم می‌شود.

diabetes can damage microcirculation, leading to slow-healing wounds.

دیابت می‌تواند به میکروسیرکولاسیون آسیب برساند و منجر به التیام کندتر زخم‌ها شود.

the nurse checked his toes for signs of poor microcirculation.

پرستار انگشتان پای او را برای علائم ضعیف بودن میکروسیرکولاسیون بررسی کرد.

this cream is marketed to boost microcirculation and warm cold hands.

این کرم برای افزایش میکروسیرکولاسیون و گرم کردن دست‌های سرد تبلیغ می‌شود.

heat therapy increases microcirculation around the stiff joint.

درمان با گرما باعث افزایش میکروسیرکولاسیون در اطراف مفصل سفت می‌شود.

smoking constricts blood vessels and impairs microcirculation over time.

کشیدن سیگار باعث باریک شدن رگ‌های خونی و تضعیف میکروسیرکولاسیون در طول زمان می‌شود.

the doctor recommended massage to stimulate microcirculation in the calf.

پزشک ماساژ را برای تحریک میکروسیرکولاسیون در ساق پا توصیه کرد.

cold exposure can reduce microcirculation in the fingers and cause numbness.

قرار گرفتن در معرض سرما می‌تواند باعث کاهش میکروسیرکولاسیون در انگشتان و بی‌حسی شود.

improved microcirculation helps deliver oxygen to working muscles.

بهبود میکروسیرکولاسیون به رساندن اکسیژن به عضلات در حال فعالیت کمک می‌کند.

the therapist used a warming gel to enhance microcirculation before stretching.

درمانگر از یک ژل گرم‌کننده برای افزایش میکروسیرکولاسیون قبل از کشش استفاده کرد.

poor microcirculation can contribute to dry skin and a dull complexion.

ضعف میکروسیرکولاسیون می‌تواند باعث خشکی پوست و رنگ پریدگی شود.

they monitored skin temperature as an indirect measure of microcirculation.

آنها دمای پوست را به عنوان یک شاخص غیرمستقیم از میکروسیرکولاسیون بررسی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید