microcontrollers

[ایالات متحده]/ˌmaɪkrəʊkənˈtrəʊləz/
[بریتانیا]/ˌmaɪkroʊkənˈtroʊlərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع میکروکنترلر؛ یک مدار مجتمع کوچک که برای کنترل یک عمل خاص در یک سیستم جاسوسی طراحی شده، که یک پردازنده، حافظه و وسایل ورودی/خروجی را روی یک چیپ شامل می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

programming microcontrollers

برنامه‌نویسی میکروکنترلرها

microcontrollers and sensors

میکروکنترلرها و سنسورها

microcontroller projects

پروژه‌های میکروکنترلر

using microcontrollers

استفاده از میکروکنترلرها

microcontroller board

برد میکروکنترلر

microcontrollers in embedded

میکروکنترلرها در سیستم‌های/embedded

program the microcontroller

برنامه‌ریزی میکروکنترلر

microcontrollers are used

میکروکنترلرها استفاده می‌شود

developing microcontrollers

توسعه میکروکنترلرها

microcontroller programming

برنامه‌نویسی میکروکنترلر

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید