microgauss

[ایالات متحده]/ˈmaɪkrəʊɡɔːs/
[بریتانیا]/ˈmaɪkroʊɡɔs/

ترجمه

n. یک واحد چگالی جریان مغناطیسی برابر با یک میلیونم گاوس
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

microgauss level

سطح میکروگاوس

microgauss measurement

اندازه‌گیری میکروگاوس

microgauss field

میدان میکروگاوس

microgauss sensor

حسگر میکروگاوس

microgauss fluctuation

نوسانات میکروگاوس

microgauss range

محدوده میکروگاوس

microgauss effect

اثر میکروگاوس

microgauss source

منبع میکروگاوس

microgauss standard

استاندارد میکروگاوس

microgauss variation

تغییرات میکروگاوس

جملات نمونه

the magnetic field was measured in microgauss.

زمغناطیسی اندازه‌گیری شده بود در میکروگاوس.

microgauss levels can affect sensitive equipment.

سطوح میکروگاوس می‌توانند بر تجهیزات حساس تأثیر بگذارند.

we need to calibrate the sensor to microgauss standards.

ما باید سنسور را با توجه به استانداردهای میکروگاوس کالیبره کنیم.

research shows that microgauss variations can influence health.

تحقیقات نشان می‌دهد که تغییرات میکروگاوس می‌توانند بر سلامتی تأثیر بگذارند.

in the lab, we recorded fluctuations in microgauss.

در آزمایشگاه، ما نوسانات میکروگاوس را ثبت کردیم.

microgauss measurements are crucial for geological studies.

اندازه‌گیری‌های میکروگاوس برای مطالعات زمین‌شناسی بسیار مهم هستند.

the device can detect fields as low as one microgauss.

دستگاه می‌تواند میدان‌هایی تا سطح یک میکروگاوس را تشخیص دهد.

microgauss readings help in understanding environmental changes.

خواندن‌های میکروگاوس به درک تغییرات محیطی کمک می‌کنند.

we observed microgauss fluctuations during the experiment.

ما نوسانات میکروگاوس را در طول آزمایش مشاهده کردیم.

the research team focused on microgauss and its effects.

گروه تحقیقات بر روی میکروگاوس و اثرات آن تمرکز کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید