| جمع | microgausses |
microgauss level
سطح میکروگاوس
microgauss measurement
اندازهگیری میکروگاوس
microgauss field
میدان میکروگاوس
microgauss sensor
حسگر میکروگاوس
microgauss fluctuation
نوسانات میکروگاوس
microgauss range
محدوده میکروگاوس
microgauss effect
اثر میکروگاوس
microgauss source
منبع میکروگاوس
microgauss standard
استاندارد میکروگاوس
microgauss variation
تغییرات میکروگاوس
the magnetic field was measured in microgauss.
زمغناطیسی اندازهگیری شده بود در میکروگاوس.
microgauss levels can affect sensitive equipment.
سطوح میکروگاوس میتوانند بر تجهیزات حساس تأثیر بگذارند.
we need to calibrate the sensor to microgauss standards.
ما باید سنسور را با توجه به استانداردهای میکروگاوس کالیبره کنیم.
research shows that microgauss variations can influence health.
تحقیقات نشان میدهد که تغییرات میکروگاوس میتوانند بر سلامتی تأثیر بگذارند.
in the lab, we recorded fluctuations in microgauss.
در آزمایشگاه، ما نوسانات میکروگاوس را ثبت کردیم.
microgauss measurements are crucial for geological studies.
اندازهگیریهای میکروگاوس برای مطالعات زمینشناسی بسیار مهم هستند.
the device can detect fields as low as one microgauss.
دستگاه میتواند میدانهایی تا سطح یک میکروگاوس را تشخیص دهد.
microgauss readings help in understanding environmental changes.
خواندنهای میکروگاوس به درک تغییرات محیطی کمک میکنند.
we observed microgauss fluctuations during the experiment.
ما نوسانات میکروگاوس را در طول آزمایش مشاهده کردیم.
the research team focused on microgauss and its effects.
گروه تحقیقات بر روی میکروگاوس و اثرات آن تمرکز کرد.
microgauss level
سطح میکروگاوس
microgauss measurement
اندازهگیری میکروگاوس
microgauss field
میدان میکروگاوس
microgauss sensor
حسگر میکروگاوس
microgauss fluctuation
نوسانات میکروگاوس
microgauss range
محدوده میکروگاوس
microgauss effect
اثر میکروگاوس
microgauss source
منبع میکروگاوس
microgauss standard
استاندارد میکروگاوس
microgauss variation
تغییرات میکروگاوس
the magnetic field was measured in microgauss.
زمغناطیسی اندازهگیری شده بود در میکروگاوس.
microgauss levels can affect sensitive equipment.
سطوح میکروگاوس میتوانند بر تجهیزات حساس تأثیر بگذارند.
we need to calibrate the sensor to microgauss standards.
ما باید سنسور را با توجه به استانداردهای میکروگاوس کالیبره کنیم.
research shows that microgauss variations can influence health.
تحقیقات نشان میدهد که تغییرات میکروگاوس میتوانند بر سلامتی تأثیر بگذارند.
in the lab, we recorded fluctuations in microgauss.
در آزمایشگاه، ما نوسانات میکروگاوس را ثبت کردیم.
microgauss measurements are crucial for geological studies.
اندازهگیریهای میکروگاوس برای مطالعات زمینشناسی بسیار مهم هستند.
the device can detect fields as low as one microgauss.
دستگاه میتواند میدانهایی تا سطح یک میکروگاوس را تشخیص دهد.
microgauss readings help in understanding environmental changes.
خواندنهای میکروگاوس به درک تغییرات محیطی کمک میکنند.
we observed microgauss fluctuations during the experiment.
ما نوسانات میکروگاوس را در طول آزمایش مشاهده کردیم.
the research team focused on microgauss and its effects.
گروه تحقیقات بر روی میکروگاوس و اثرات آن تمرکز کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید